preen feathers
آرايش كردن پرها
adolescents preening in their bedroom mirrors.
نوجوانانی که در آینه اتاق خواب خود خودنمایی می کنند.
a swan preening its feathers
یک Swan در حال مرتب کردن پرهای خود
he's busy preening himself on acquiring such a pretty girlfriend.
او مشغول مرتب کردن خود در مورد به دست آوردن چنین دوست دختر زیبایی است.
Pigeons preened their wings and cooed.
کبوترها پرهای خود را مرتب میکردند و به زبان میآوردند.
She preened herself upon her beauty.
او به خاطر زیبایی خود خود را مرتب کرد.
He never cared a preen for her.
او هرگز برای او اهمیتی نداد.
reed buntings preened at the pool's edge.
پرندگان حاشیه رودخانه در کنار استخر مرتب و منظم بودند.
You are afraid of facing the reality and cheat everyone, and yourself as well.You preen yourself like a clown to win flubdub.
شما از مواجهه با واقعیت میترسید و همه را فریب میدهید و خودتان را هم. شما خودتان را مثل یک دلقک آراسته اید تا در مسابقه ای بی معنی برنده شوید.
The preening popinjay has now departed the scene and good riddance, say I.
آن فرد خودشیفته اکنون صحنه را ترک کرده است و من خوشحالم که او رفته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید