preheating

[ایالات متحده]/priːˈhiːtɪŋ/
[بریتانیا]/priˈhitɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرآیند گرم کردن چیزی قبل از استفاده

عبارات و ترکیب‌ها

preheating oven

گرم کردن فر

preheating grill

گرم کردن گریل

preheating time

زمان پیش گرمایش

preheating function

عملکرد پیش گرمایش

preheating phase

فاز پیش گرمایش

preheating process

فرآیند پیش گرمایش

preheating setting

تنظیمات پیش گرمایش

preheating method

روش پیش گرمایش

preheating temperature

دمای پیش گرمایش

preheating appliance

وسایل پیش گرمایش

جملات نمونه

preheating the oven is essential for baking.

گرم کردن предварительно فر ضروری است برای پخت.

make sure to start preheating the grill before cooking.

مطمئن شوید که قبل از پختن، барбекю را گرم کنید.

preheating your car engine can improve performance.

گرم کردن موتور ماشین شما می تواند عملکرد را بهبود بخشد.

don't forget to preheat the skillet before adding oil.

قبل از اضافه کردن روغن، فراموش نکنید که تابه را گرم کنید.

preheating the air fryer shortens cooking time.

گرم کردن предварительно سرخ کن زمان پخت را کوتاه می کند.

preheating is a crucial step in making pizza.

گرم کردن предварительно یک مرحله حیاتی در تهیه пицца است.

always preheat your oven to the required temperature.

همیشه فر خود را تا دمای مورد نیاز گرم کنید.

preheating helps achieve even cooking results.

گرم کردن به دستیابی به نتایج پخت یکنواخت کمک می کند.

she forgot to preheat the oven for her cookies.

او فراموش کرد که فر را برای کوکی هایش گرم کند.

preheating the smoker can enhance the flavor of the meat.

گرم کردن предварительно دستگاه دود برای طعم گوشت می تواند آن را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید