premeditating actions
برنامهریزی قبلی اقدامات
premeditating crime
برنامهریزی قبلی جرم
premeditating murder
برنامهریزی قبلی قتل
premeditating plans
برنامهریزی قبلی برنامهها
premeditating revenge
برنامهریزی قبلی انتقام
premeditating decisions
برنامهریزی قبلی تصمیمات
premeditating strategies
برنامهریزی قبلی استراتژیها
premeditating outcomes
برنامهریزی قبلی نتایج
premeditating scenarios
برنامهریزی قبلی سناریوها
he was accused of premeditating the crime.
او به نقشه قبلی برای ارتکاب جرم متهم شده بود.
premeditating a plan requires careful thought.
برنامهریزی قبلی یک طرح نیاز به تفکر دقیق دارد.
she spent weeks premeditating her speech.
او هفتهها وقت صرف برنامهریزی قبلی برای سخنرانی خود کرد.
premeditating your moves can lead to success in chess.
برنامهریزی قبلی حرکاتتان میتواند منجر به موفقیت در شطرنج شود.
he was found guilty of premeditating the attack.
او به دلیل برنامهریزی قبلی برای حمله گناهکار شناخته شد.
premeditating a vacation can help you save money.
برنامهریزی قبلی برای تعطیلات میتواند به شما کمک کند تا پول پس انداز کنید.
she was premeditating her next move in the negotiation.
او در حال برنامهریزی قبلی برای حرکت بعدی خود در مذاکرات بود.
premeditating a response can improve communication.
برنامهریزی قبلی برای پاسخ دادن میتواند ارتباطات را بهبود بخشد.
he was skilled at premeditating strategies for his business.
او در برنامهریزی قبلی استراتژیها برای کسب و کار خود مهارت داشت.
premeditating your goals can increase your chances of achieving them.
برنامهریزی قبلی برای اهداف خود میتواند شانس شما را برای دستیابی به آنها افزایش دهد.
premeditating actions
برنامهریزی قبلی اقدامات
premeditating crime
برنامهریزی قبلی جرم
premeditating murder
برنامهریزی قبلی قتل
premeditating plans
برنامهریزی قبلی برنامهها
premeditating revenge
برنامهریزی قبلی انتقام
premeditating decisions
برنامهریزی قبلی تصمیمات
premeditating strategies
برنامهریزی قبلی استراتژیها
premeditating outcomes
برنامهریزی قبلی نتایج
premeditating scenarios
برنامهریزی قبلی سناریوها
he was accused of premeditating the crime.
او به نقشه قبلی برای ارتکاب جرم متهم شده بود.
premeditating a plan requires careful thought.
برنامهریزی قبلی یک طرح نیاز به تفکر دقیق دارد.
she spent weeks premeditating her speech.
او هفتهها وقت صرف برنامهریزی قبلی برای سخنرانی خود کرد.
premeditating your moves can lead to success in chess.
برنامهریزی قبلی حرکاتتان میتواند منجر به موفقیت در شطرنج شود.
he was found guilty of premeditating the attack.
او به دلیل برنامهریزی قبلی برای حمله گناهکار شناخته شد.
premeditating a vacation can help you save money.
برنامهریزی قبلی برای تعطیلات میتواند به شما کمک کند تا پول پس انداز کنید.
she was premeditating her next move in the negotiation.
او در حال برنامهریزی قبلی برای حرکت بعدی خود در مذاکرات بود.
premeditating a response can improve communication.
برنامهریزی قبلی برای پاسخ دادن میتواند ارتباطات را بهبود بخشد.
he was skilled at premeditating strategies for his business.
او در برنامهریزی قبلی استراتژیها برای کسب و کار خود مهارت داشت.
premeditating your goals can increase your chances of achieving them.
برنامهریزی قبلی برای اهداف خود میتواند شانس شما را برای دستیابی به آنها افزایش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید