premiers

[ایالات متحده]/ˈprɛmɪəz/
[بریتانیا]/ˈprɛmɪrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع نخست وزیر، اشاره به سران دولت؛ مقامات ارشد

عبارات و ترکیب‌ها

premiers league

لیگ برتر

premiers choice

انتخاب نخست‌وزیر

premiers address

سخنرانی نخست‌وزیر

premiers meeting

جلسه نخست‌وزیر

premiers speech

بیان نخست‌وزیر

premiers conference

کنفرانس نخست‌وزیر

premiers report

گزارش نخست‌وزیر

premiers announcement

اعلامیه نخست‌وزیر

premiers panel

پنل نخست‌وزیر

premiers summit

نشست سران نخست‌وزیر

جملات نمونه

the premiers of the provinces met to discuss economic strategies.

رهبران استان‌ها برای بحث در مورد استراتژی‌های اقتصادی گرد هم آمدند.

she was impressed by the way the premiers handled the crisis.

او تحت تاثیر نحوه مدیریت بحران توسط رهبران قرار گرفت.

during the summit, the premiers addressed climate change issues.

در طول اجلاس، رهبران به مسائل تغییرات آب و هوایی پرداختند.

the premiers agreed to collaborate on health care reforms.

رهبران برای همکاری در زمینه اصلاحات بهداشتی به توافق رسیدند.

many premiers are advocating for renewable energy initiatives.

بسیاری از رهبران از طرح‌های انرژی‌های تجدیدپذیر حمایت می‌کنند.

each of the premiers presented their vision for the future.

هر یک از رهبران دیدگاه خود را برای آینده ارائه دادند.

the premiers will hold a press conference next week.

رهبران هفته آینده کنفرانس مطبوعاتی برگزار خواهند کرد.

public opinion plays a crucial role in how premiers govern.

نظر مردم نقش مهمی در نحوه حکومت رهبران ایفا می‌کند.

some premiers are facing challenges in their leadership.

برخی از رهبران با چالش‌هایی در رهبری خود روبرو هستند.

the premiers' decisions will impact the entire nation.

تصمیمات رهبران بر کل کشور تأثیر خواهد گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید