premisses

[ایالات متحده]/ˈprɛmɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈprɛmɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بیانیه یا پیشنهاد که از آن نتیجه‌گیری یا نتیجه‌ای به عنوان نتیجه گرفته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

premisses of argument

مقدمات استدلال

premisses of theory

مقدمات نظریه

premisses for success

مقدمات برای موفقیت

legal premisses

مقدمات قانونی

basic premisses

مقدمات اساسی

premisses of belief

مقدمات اعتقاد

premisses of logic

مقدمات منطق

premisses of existence

مقدمات وجود

false premisses

مقدمات نادرست

shared premisses

مقدمات مشترک

جملات نمونه

we need to discuss the premisses of our agreement.

ما نیاز داریم فرضیات توافقنامه خود را مورد بحث قرار دهیم.

the premisses of the theory were clearly outlined.

فرضیات نظریه به وضوح مشخص شده بودند.

it's essential to establish the premisses before proceeding.

قبل از ادامه دادن، ایجاد فرضیات ضروری است.

the premisses of the argument were flawed.

فرضیات استدلال ناقص بودند.

we must analyze the premisses of the proposal.

ما باید فرضیات پیشنهاد را تجزیه و تحلیل کنیم.

his conclusions were based on incorrect premisses.

نتیجه‌گیری‌های او بر اساس فرضیات نادرست بود.

the premisses of the study need to be validated.

فرضیات مطالعه باید تأیید شوند.

understanding the premisses is crucial for comprehension.

درک فرضیات برای درک مطلب بسیار مهم است.

the premisses of the case were presented in court.

فرضیات پرونده در دادگاه ارائه شدند.

we discussed the premisses of our collaboration.

ما فرضیات همکاری خود را مورد بحث قرار دادیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید