They have primed the explosive device.
آنها وسیله انفجاری را آماده کرده اند.
the dog's jaws were primed to gnash.
دمجنگهای سگ آماده خرد کردن بودند.
guard dogs primed for attack.
سگهای نگهبان آماده حمله.
The witness at the trial had been carefully primed by defence lawyers.
شهادت در دادگاه توسط وکلای مدافع به دقت آماده شده بود.
As a reporter, you must be well primed with facts before you start to write your article.
به عنوان یک خبرنگار، شما باید قبل از شروع نوشتن مقاله خود با حقایق آشنا باشید.
primed to perform well
آماده برای عملکرد خوب
primed for a challenge
آماده برای یک چالش
primed for new beginnings
آماده برای شروعهای جدید
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید