primed

[ایالات متحده]/praimd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آماده برای عمل
v. آماده کردن؛ بارگذاری کردن؛ هرس کردن شاخه‌های درخت.

جملات نمونه

They have primed the explosive device.

آنها وسیله انفجاری را آماده کرده اند.

the dog's jaws were primed to gnash.

دمجنگ‌های سگ آماده خرد کردن بودند.

guard dogs primed for attack.

سگ‌های نگهبان آماده حمله.

The witness at the trial had been carefully primed by defence lawyers.

شهادت در دادگاه توسط وکلای مدافع به دقت آماده شده بود.

As a reporter, you must be well primed with facts before you start to write your article.

به عنوان یک خبرنگار، شما باید قبل از شروع نوشتن مقاله خود با حقایق آشنا باشید.

primed to perform well

آماده برای عملکرد خوب

primed for a challenge

آماده برای یک چالش

primed for new beginnings

آماده برای شروع‌های جدید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید