preparers

[ایالات متحده]/prɪˈpeərə/
[بریتانیا]/prɪˈpɛrər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که چیزی را آماده می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

tax preparer

تهیه کننده مالیات

meal preparer

تهیه کننده غذا

document preparer

تهیه کننده اسناد

event preparer

تهیه کننده رویداد

data preparer

تهیه کننده داده

report preparer

تهیه کننده گزارش

file preparer

تهیه کننده فایل

form preparer

تهیه کننده فرم

budget preparer

تهیه کننده بودجه

plan preparer

تهیه کننده برنامه

جملات نمونه

the preparer submitted the tax documents on time.

تهیه کننده اسناد مالیاتی را به موقع ارائه کرد.

as a meal preparer, i focus on healthy ingredients.

من به عنوان یک تهیه کننده غذا، بر مواد تشکیل دهنده سالم تمرکز می کنم.

the event preparer ensured everything was in place.

تهیه کننده رویداد اطمینان حاصل کرد که همه چیز در جای خود قرار دارد.

she works as a document preparer for the company.

او به عنوان یک تهیه کننده اسناد برای شرکت کار می کند.

the preparer reviewed the project before submission.

تهیه کننده پروژه را قبل از ارسال بررسی کرد.

as a tax preparer, accuracy is crucial.

تهیه کننده مالیات، دقت بسیار مهم است.

the report preparer must meet the deadline.

تهیه کننده گزارش باید مهلت مقرر را رعایت کند.

he is a skilled meal preparer in the kitchen.

او یک تهیه کننده غذا ماهر در آشپزخانه است.

the financial preparer helped us with our budget.

تهیه کننده امور مالی به ما در بودجه بندی کمک کرد.

every preparer should follow the guidelines carefully.

هر تهیه کننده باید دستورالعمل ها را با دقت دنبال کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید