pressurising

[ایالات متحده]/'preʃə,raiz/
[بریتانیا]/ˈprɛʃəˌraɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بر کسی یا چیزی فشار وارد کردن
n. فرایند اعمال فشار، افزایش فشار مهر و موم شده

عبارات و ترکیب‌ها

pressurise the situation

فشار بر وضعیت

جملات نمونه

They pressurised me to stay.

آنها اصرار داشتند که من بمانم.

One of these four chambers—the left ventricle—contracts most strongly to pressurise the blood.

یکی از این چهار حفره - بطن چپ - با بیشترین قدرت منقبض می شود تا فشار خون را افزایش دهد.

The Russians use the threat of redirecting oil and gas supplies eastward to pressurise their European customers.

روس‌ها از تهدید تغییر مسیر عرضه نفت و گاز به سمت شرق برای تحت فشار قرار دادن مشتریان اروپایی خود استفاده می‌کنند.

Parents should not pressurise their children to excel in academics.

والدین نباید از فرزندان خود بخواهند که در تحصیلات پیشرفت کنند.

The company tried to pressurise the employees into working longer hours.

شرکت سعی کرد کارکنان را وادار به کار کردن در ساعات طولانی‌تر کند.

Peer pressure can sometimes pressurise individuals into making poor decisions.

فشار همسالان گاهی اوقات افراد را وادار به اتخاذ تصمیمات نادرست می‌کند.

The government is under pressure to pressurise the industry to reduce carbon emissions.

دولت تحت فشار است تا صنعت را وادار به کاهش انتشار کربن کند.

Bullying is a form of pressurising someone into doing things against their will.

بدی‌گویی نوعی فشار بر کسی برای انجام کارهایی علیه اراده‌اش است.

The coach should motivate players positively instead of pressurising them.

مربی باید به جای تحت فشار قرار دادن بازیکنان، آن‌ها را به طور مثبت تشویق کند.

It's important not to pressurise someone into making a decision they are not ready for.

مهم است که کسی را وادار به اتخاذ تصمیمی که برای آن آماده نیست نکنند.

The media often pressurises celebrities to maintain a certain image in public.

رسانه‌ها اغلب از مشاهیر می‌خواهند که یک تصویر خاص را در ملاء عام حفظ کنند.

The teacher should encourage students to learn at their own pace, not pressurise them to compete with others.

معلم باید دانش‌آموزان را تشویق کند تا با سرعت خودشان یاد بگیرند، نه اینکه آن‌ها را وادار به رقابت با دیگران کند.

Some people thrive under pressure, while others crumble when pressurised.

برخی از افراد در برابر فشار موفق عمل می‌کنند، در حالی که برخی دیگر در برابر فشار فرو می‌پاشند.

نمونه‌های واقعی

It starts with a standard 20  megawatt pressurised water reactor.

این با یک رآکتور آب تحت فشار استاندارد 20 مگاواتی آغاز می شود.

منبع: Future World Construction

Across this region, how do you see these external forces pressurising and exploiting conflicts that are clearly already there?

در این منطقه، شما چگونه این نیروهای خارجی را می بینید که در حال تحت فشار قرار دادن و بهره برداری از منازعی هستند که به وضوح از قبل وجود دارند؟

منبع: Financial Times Podcast

The robot performed well in a pressurised chamber in the lab, first swimming in a circle and then free swimming.

ربات در یک محفظه تحت فشار در آزمایشگاه عملکرد خوبی داشت، ابتدا به صورت دایره ای شنا کرد و سپس آزادانه شنا کرد.

منبع: Nature Magazine: Technology

In 1851 he received a US patent for one of the world's first ice-making machines, which harnessed the cooling properties of pressurised gases as they expanded.

در سال 1851، او یک حق ثبت اختراع ایالات متحده برای یکی از اولین دستگاه های تولید یخ در جهان دریافت کرد که از خواص سرمایشی گازهای تحت فشار در هنگام انبساط استفاده می کرد.

منبع: The Guardian (Article Version)

Those include inactivating satellites at the end of their useful life by venting pressurised materials or leftover fuel that might lead to explosions.

این شامل غیرفعال کردن ماهواره ها در پایان عمر مفیدشان با تخلیه مواد تحت فشار یا سوخت باقیمانده که ممکن است منجر به انفجار شود.

منبع: IELTS 18 READING TEST

He would now pit his little pink body against the hard vacuum of space, with nothing between them but a thin shell of metal or a pressurised suit.

او اکنون بدن کوچک صورتی خود را در برابر خلاء سخت فضا قرار می دهد، در میان آنها چیزی جز یک پوسته نازک فلز یا لباس تحت فشار وجود ندارد.

منبع: The Economist (Summary)

I spoke to one British woman who was pressurised by her abusive husband into entering into a surrogacy arrangement in order to pay off his debts.

من با یک زن انگلیسی صحبت کردم که توسط شوهرش که رفتار سوء داشت، تحت فشار قرار گرفت تا به منظور پرداخت بدهی های او، در یک طرح جایگزینی باردار شود.

منبع: Selected English short passages

The idea is to pressurise the carbon dioxide so that it becomes a liquid. The fluid is then released into the dishwasher where it cleans the dishes all by itself.

ایده این است که دی اکسید کربن را تحت فشار قرار دهید تا به حالت مایع تبدیل شود. سپس این مایع در ماشین ظرفشویی آزاد می شود و خود آن بشقاب ها را تمیز می کند.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 10 (Mainland China Edition)

Residents could live, work and sleep inside the pressurised tubes with no need for space suits and with plenty of spare real estate for some low-gravity recreation.

ساکنان می توانستند در داخل لوله های تحت فشار زندگی کنند، کار کنند و بخوابند بدون نیاز به لباس فضایی و با فضای اضافی فراوان برای تفریح با گرانش کم.

منبع: The Economist Science and Technology

Rather than simply situating a Moon base inside a lava tube—domes and shiny buildings and all—they suggested that a section of such a tube could be pressurised with breathable air.

به جای صرفاً قرار دادن یک پایگاه ماه در داخل یک لوله گدازه - گنبدها و ساختمان های براق و همه - آنها پیشنهاد کردند که می توان بخشی از چنین لوله ای را با هوای قابل تنفس تحت فشار قرار داد.

منبع: The Economist Science and Technology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید