presumer

[ایالات متحده]/[ˈprɪzjuːmə]/
[بریتانیا]/[ˈprɪzjuːm]/

ترجمه

v. فرض کردن چیزی درست بدون داشتن شواهد کافی برای اطمینان؛ فرضی کردن (چیز)
n. فرضی که بدون مدرک انجام شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

presumer guilt

Persian_translation

do not presumer

Persian_translation

presumer's mistake

Persian_translation

presumer assumes

Persian_translation

جملات نمونه

we presume the meeting will go well, despite the challenges.

ما حدس می‌زنیم جلسه به خوبی پیش خواهد رفت، با وجود چالش‌ها.

i presume you've already completed the necessary paperwork.

من حدس می‌زنم شما قبلاً کارهای اداری لازم را انجام داده‌اید.

do not presume to know what's best for me.

حق ندارید فکر کنید چه چیزی برای من بهتر است.

i presume that's why she was so upset.

حدس می‌زنم به همین دلیل او خیلی ناراحت بود.

we presume innocence until proven guilty.

ما بی‌گناهی را تا زمانی که گناه ثابت شود، فرض می‌کنیم.

don't presume success; work hard for it.

فرض نکنید که موفق خواهید بود؛ برای آن سخت تلاش کنید.

i presume she'll arrive late, as usual.

حدس می‌زنم او طبق معمول دیر خواهد رسید.

we presume a positive outcome from the negotiations.

ما نتیجه مثبتی را از مذاکرات انتظار داریم.

do not presume to understand the complexities of the situation.

حق ندارید فکر کنید پیچیدگی‌های این وضعیت را درک می‌کنید.

i presume you're familiar with the new policy.

حدس می‌زنم شما با سیاست جدید آشنا هستید.

we presume the data is accurate, but we'll double-check.

ما فرض می‌کنیم داده‌ها دقیق هستند، اما دوباره بررسی خواهیم کرد.

don't presume that everyone will agree with you.

فرض نکنید که همه با شما موافق خواهند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید