previewed

[ایالات متحده]/ˈpriːvjuːd/
[بریتانیا]/ˈpriːvjuːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نشان دادن یا توصیف چیزی پیش از در دسترس بودن آن؛ نوشتن یک مرور یا خلاصه از یک فیلم یا برنامه؛ ارائه یک مرور کلی یا مقدمه کوتاه

عبارات و ترکیب‌ها

previewed content

محتوای پیش‌نمایش

previewed version

نسخه پیش‌نمایش

previewed features

ویژگی‌های پیش‌نمایش

previewed update

به‌روزرسانی پیش‌نمایش

previewed design

طراحی پیش‌نمایش

previewed layout

چیدمان پیش‌نمایش

previewed images

تصاویر پیش‌نمایش

previewed changes

تغییرات پیش‌نمایش

previewed products

محصولات پیش‌نمایش

previewed options

گزینه‌های پیش‌نمایش

جملات نمونه

the movie was previewed at the film festival.

فیلم در جشنواره فیلم پیش‌نمایش شد.

she previewed the new software before its release.

او نرم‌افزار جدید را قبل از انتشار آن پیش‌نمایش کرد.

the book was previewed by several critics.

کتاب توسط چندین منتقد پیش‌نمایش شد.

he previewed the presentation to ensure everything was ready.

او ارائه‌دادن را بررسی کرد تا مطمئن شود همه چیز آماده است.

the features of the product were previewed during the launch event.

ویژگی‌های محصول در طول رویداد راه‌اندازی پیش‌نمایش شد.

they previewed the latest episode of the series online.

آنها آخرین قسمت سریال را به صورت آنلاین پیش‌نمایش کردند.

the previewed designs received positive feedback.

طرح‌های پیش‌نمایش شده بازخورد مثبتی دریافت کردند.

she previewed the report before submitting it to the manager.

او گزارش را قبل از ارسال آن به مدیر بررسی کرد.

the game was previewed by players at the convention.

بازی توسط بازیکنان در نمایشگاه بازی‌ها پیش‌نمایش شد.

he previewed the artwork for the upcoming exhibition.

او آثار هنری برای نمایشگاه آینده را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید