preys

[ایالات متحده]/preɪz/
[بریتانیا]/preɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای غذا شکار و کشتن؛ آزار دادن یا رنجاندن؛ با فریب زندگی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hungry preys

طعمه‌های گرسنه

natural preys

طعمه‌های طبیعی

predator preys

طعمه‌های شکارچی

easy preys

طعمه‌های آسان

small preys

طعمه‌های کوچک

fast preys

طعمه‌های سریع

vulnerable preys

طعمه‌های آسیب‌پذیر

common preys

طعمه‌های رایج

wild preys

طعمه‌های وحشی

scared preys

طعمه‌های ترسیده

جملات نمونه

the eagle preys on small mammals.

بازها بر روی پستانداران کوچک شکار می‌کنند.

the lion often preys during the night.

شیر اغلب در طول شب شکار می‌کند.

sharks are known to prey on fish and seals.

کوسه‌ها به خاطر شکار ماهی و فک‌ها شناخته شده‌اند.

the owl preys on rodents and insects.

بوم‌شناسان بر روی جوندگان و حشرات شکار می‌کنند.

cheetahs are fast and efficient hunters that prey on antelopes.

جه‌بزی‌ها شکارچیان سریع و کارآمدی هستند که بر روی گوزن‌ها شکار می‌کنند.

some birds of prey hunt in pairs.

برخی از پرندگان شکاری به صورت جفت شکار می‌کنند.

predators often rely on stealth to catch their preys.

شکارچیان اغلب برای به دام انداختن طعمه خود به پنهان‌کاری متکی هستند.

foxes are clever animals that prey on rabbits.

روباه‌ها حیواناتی باهوش هستند که بر روی خرگوش‌ها شکار می‌کنند.

many species of fish prey on smaller fish.

بسیاری از گونه‌های ماهی بر روی ماهی‌های کوچکتر شکار می‌کنند.

in the wild, survival depends on how well one preys.

در طبیعت، بقا به این بستگی دارد که یک فرد چقدر خوب شکار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید