pridefully

[ایالات متحده]/ˈpraɪdfəli/
[بریتانیا]/ˈpraɪdfəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای مغرورانه؛ با غرور یا خودپسندی بیش از حد.

عبارات و ترکیب‌ها

pridefully announced

به افتخار اعلام شد

pridefully declared

به افتخار اعلام کرد

pridefully boasted

به افتخار خودستایی کرد

pridefully strutted

به افتخار قدم زد

pridefully presented

به افتخار ارائه کرد

pridefully displayed

به افتخار به نمایش گذاشت

pridefully paraded

به افتخار رژه رفت

pridefully showed

به افتخار نشان داد

pridefully stated

به افتخار بیان کرد

pridefully proclaimed

به افتخار اعلام کرد

جملات نمونه

she pridefully declared her victory to everyone in the room.

او با غرور پیروزی خود را به اطلاع همه در اتاق رساند.

the champion pridefully lifted the golden trophy above his head.

قهرمان با غرور جام طلایی را بالای سر خود بلند کرد.

he pridefully announced his promotion to all his colleagues.

او با غرور ارتقای خود را به اطلاع همه همکارانش گذاشت.

the artist pridefully displayed her masterpiece at the gallery opening.

هنرمند با غرور اثر هنری خود را در افتتاحیه گالری به نمایش گذاشت.

the general pridefully paraded his soldiers through the conquered city.

ژنرال با غرور سربازان خود را در شهر فتح شده رژه برد.

she pridefully showed off her new diamond ring to her friends.

او با غرور حلقه الماس جدیدش را به نمایش دوستانش گذاشت.

the young chef pridefully presented his signature dish to the critics.

سرآشپز جوان با غرور غذای امضای خود را به منتقدان ارائه داد.

the team captain pridefully hoisted the championship trophy.

سرمربی با غرور جام قهرمانی را بلند کرد.

he pridefully proclaimed his invention would change the world.

او با غرور اعلام کرد که اختراعش جهان را تغییر خواهد داد.

the graduate pridefully walked across the stage to receive her diploma.

فارغ‌التحصیل با غرور از روی صحنه عبور کرد تا مدرکش را دریافت کند.

she pridefully wore her traditional dress during the cultural festival.

او با غرور لباس سنتی خود را در جشنواره فرهنگی پوشید.

the architect pridefully showed the blueprints to the clients.

معمار با غرور نقشه‌های طراحی را به مشتریان نشان داد.

he pridefully boasted about his recent achievements.

او با غرور در مورد دستاوردهای اخیر خود صحبت کرد.

the gardener pridefully displayed his prize-winning roses at the fair.

باغبانی با غرور گل‌های سرخ برنده خود را در نمایشگاه به نمایش گذاشت.

she pridefully announced her engagement to her surprised family.

او با غرور اعلام کرد که نامزد کرده است و خانواده‌اش از این موضوع غافلگیر شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید