primo

[ایالات متحده]/ˈpriːməʊ/
[بریتانیا]/ˈpriːmoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اول; نخستین
adv. اول; نخستین
adj. اول; نخستین
Word Forms
جمعprimos

عبارات و ترکیب‌ها

primo pizza

پیزای پریمو

primo choice

انتخاب پریمو

primo quality

کیفیت پریمو

primo deal

معامله پریمو

primo time

زمان پریمو

primo location

موقعیت پریمو

primo service

خدمات پریمو

primo brand

برند پریمو

primo partner

همکار پریمو

primo product

محصول پریمو

جملات نمونه

my primo is coming over for dinner tonight.

پریمو من امشب برای شام به دیدن ما می‌آید.

we had a great time at my primo's wedding.

ما اوقات خوبی را در عروسی پریمو من داشتیم.

my primo and i used to play soccer together.

من و پریمو من قبلاً با هم فوتبال بازی می‌کردیم.

he is my primo, and we share a lot of interests.

او پریمو من است و ما علایق زیادی با هم داریم.

my primo lives in another city, but we keep in touch.

پریمو من در شهر دیگری زندگی می‌کند، اما ما با هم در ارتباط هستیم.

we often visit our primo during the holidays.

ما اغلب پریمو خود را در تعطیلات ملاقات می‌کنیم.

my primo introduced me to his friends.

پریمو من مرا به دوستانش معرفی کرد.

last summer, my primo and i traveled together.

تابستان گذشته، من و پریمو من با هم سفر کردیم.

my primo is an excellent cook.

پریمو من یک آشپز عالی است.

i often ask my primo for advice on studies.

من اغلب از پریمو من برای مشورت در مورد تحصیلات کمک می‌خواهم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید