probabilistic

[ایالات متحده]/ˌprɒbəbɪ'lɪstɪk/
[بریتانیا]/'prɑbəbɪ'lɪstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مبتنی بر تئوری احتمال، شامل احتمالات

عبارات و ترکیب‌ها

probabilistic model

مدل احتمالی

probabilistic reasoning

استدلال احتمالی

probabilistic method

روش احتمالی

جملات نمونه

the probabilistic system of ethics.

سامانه احتمالی اخلاق

Based on some basic theorems in theory of numbers this program takes advantage of probabilistic algorithm to test a large number for primality.

بر اساس برخی قضایای اساسی در نظریه اعداد، این برنامه از الگوریتم احتمالی برای آزمایش یک عدد بزرگ برای اول بودن استفاده می‌کند.

Many uncertain factors are involved in seismic performance evaluation and the probabilistic results drawn from inadequate information are suspectable.

عوامل نامطمینه بسیاری در ارزیابی عملکرد لرزه‌ای دخیل هستند و نتایج احتمالی به دست آمده از اطلاعات ناکافی مشکوک هستند.

Probabilistic nature of the event

طبیعت احتمالی رویداد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید