the processionists
گرهگذاران
devout processionists
گرهگذاران با ایمان
processionists gathered
گرهگذاران گرد هم آمده بودند
street processionists
گرهگذاران خیابانی
funeral processionists
گرهگذاران مراسم تدفین
processionists marched
گرهگذاران راهپیمایی کردند
religious processionists
گرهگذاران مذهبی
solemn processionists
گرهگذاران با شکوه
ancient processionists
گرهگذاران باستانی
silent processionists
گرهگذاران ساکت
the processionists marched through the ancient streets carrying ceremonial torches.
مراسمنشاندهندگان در خیابانهای باستانی راهپیمایی کردند و مشعلهای تشریفات را حمل میکردند.
religious processionists gathered at the cathedral for the annual pilgrimage.
مراسمنشاندهندگان مذهبی برای زیارت سالانه در کلیسا گرد هم آمدند.
the funeral processionists walked slowly behind the coffin in solemn silence.
مراسمنشاندهندگان در مراسم خاکسپاری به آرامی پشت تابوت در سکوت با شکوه راه رفتند.
medieval processionists in elaborate costumes participated in the town festival.
مراسمنشاندهندگان قرون وسطایی با لباسهای پیچیده در جشن شهر شرکت کردند.
the candle-bearing processionists created a mesmerizing sight in the darkness.
مراسمنشاندهندگان حامل شمع صحنهای مسحور کننده را در تاریکی ایجاد کردند.
tribal processionists performed traditional dances during the harvest celebration.
مراسمنشاندهندگان قبیلهای در طول جشن برداشت محصول، رقصهای سنتی اجرا کردند.
the royal processionists lined the streets to welcome the visiting dignitary.
مراسمنشاندهندگان سلطنتی برای استقبال از مقام بازدید کننده، در امتداد خیابانها صف کشیدند.
penitential processionists walked barefoot as an act of atonement.
مراسمنشاندهندگان توبه کنندگان پابرهنه به عنوان یک عمل توبه راه رفتند.
the wedding processionists threw flower petals as the couple passed by.
مراسمنشاندهندگان عروسی گلبرگها را در حالی که زوج از کنار آنها عبور میکردند، پرتاب کردند.
monastic processionists chanted prayers while walking through the monastery corridors.
مراسمنشاندهندگان صومعهای در حالی که از طریق راهروهای صومعه عبور میکردند، دعاها را زمزمه میکردند.
the protest processionists marched peacefully through the city center.
مراسمنشاندهندگان اعتراضکنندگان به طور مسالمتآمیز از طریق مرکز شهر راهپیمایی کردند.
seasonal processionists carried banners depicting the changing seasons.
مراسمنشاندهندگان فصلی بنرهایی را حمل میکردند که نشاندهنده تغییر فصلها بود.
the processionists
گرهگذاران
devout processionists
گرهگذاران با ایمان
processionists gathered
گرهگذاران گرد هم آمده بودند
street processionists
گرهگذاران خیابانی
funeral processionists
گرهگذاران مراسم تدفین
processionists marched
گرهگذاران راهپیمایی کردند
religious processionists
گرهگذاران مذهبی
solemn processionists
گرهگذاران با شکوه
ancient processionists
گرهگذاران باستانی
silent processionists
گرهگذاران ساکت
the processionists marched through the ancient streets carrying ceremonial torches.
مراسمنشاندهندگان در خیابانهای باستانی راهپیمایی کردند و مشعلهای تشریفات را حمل میکردند.
religious processionists gathered at the cathedral for the annual pilgrimage.
مراسمنشاندهندگان مذهبی برای زیارت سالانه در کلیسا گرد هم آمدند.
the funeral processionists walked slowly behind the coffin in solemn silence.
مراسمنشاندهندگان در مراسم خاکسپاری به آرامی پشت تابوت در سکوت با شکوه راه رفتند.
medieval processionists in elaborate costumes participated in the town festival.
مراسمنشاندهندگان قرون وسطایی با لباسهای پیچیده در جشن شهر شرکت کردند.
the candle-bearing processionists created a mesmerizing sight in the darkness.
مراسمنشاندهندگان حامل شمع صحنهای مسحور کننده را در تاریکی ایجاد کردند.
tribal processionists performed traditional dances during the harvest celebration.
مراسمنشاندهندگان قبیلهای در طول جشن برداشت محصول، رقصهای سنتی اجرا کردند.
the royal processionists lined the streets to welcome the visiting dignitary.
مراسمنشاندهندگان سلطنتی برای استقبال از مقام بازدید کننده، در امتداد خیابانها صف کشیدند.
penitential processionists walked barefoot as an act of atonement.
مراسمنشاندهندگان توبه کنندگان پابرهنه به عنوان یک عمل توبه راه رفتند.
the wedding processionists threw flower petals as the couple passed by.
مراسمنشاندهندگان عروسی گلبرگها را در حالی که زوج از کنار آنها عبور میکردند، پرتاب کردند.
monastic processionists chanted prayers while walking through the monastery corridors.
مراسمنشاندهندگان صومعهای در حالی که از طریق راهروهای صومعه عبور میکردند، دعاها را زمزمه میکردند.
the protest processionists marched peacefully through the city center.
مراسمنشاندهندگان اعتراضکنندگان به طور مسالمتآمیز از طریق مرکز شهر راهپیمایی کردند.
seasonal processionists carried banners depicting the changing seasons.
مراسمنشاندهندگان فصلی بنرهایی را حمل میکردند که نشاندهنده تغییر فصلها بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید