processus

[ایالات متحده]/ˈprəʊsɛsəs/
[بریتانیا]/ˈprɑːsəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فعالیت یا عملیات

عبارات و ترکیب‌ها

processus analysis

تجزیه و تحلیل فرآیند

processus improvement

بهبود فرآیند

processus mapping

نگاشت فرآیند

processus design

طراحی فرآیند

processus evaluation

ارزیابی فرآیند

processus implementation

اجرای فرآیند

processus management

مدیریت فرآیند

processus optimization

بهینه‌سازی فرآیند

processus control

کنترل فرآیند

processus review

بررسی فرآیند

جملات نمونه

we need to streamline the processus of our project.

ما نیاز داریم فرآیند پروژه خود را ساده کنیم.

the processus of learning a new language can be challenging.

فرآیند یادگیری یک زبان جدید می تواند چالش برانگیز باشد.

she explained the processus of making the cake step by step.

او نحوه تهیه کیک را گام به گام توضیح داد.

understanding the processus of photosynthesis is crucial for biology students.

درک فرآیند فتوسنتز برای دانشجویان زیست شناسی بسیار مهم است.

the processus of negotiation took longer than expected.

فرآیند مذاکره بیشتر از حد انتظار طول کشید.

he documented every step of the processus in his report.

او تمام مراحل فرآیند را در گزارش خود مستند کرد.

the processus of applying for a visa can be quite complex.

فرآیند درخواست ویزا می تواند بسیار پیچیده باشد.

they are studying the processus of economic growth.

آنها در حال مطالعه فرآیند رشد اقتصادی هستند.

her artwork reflects the processus of her emotional journey.

هنر او بازتابی از فرآیند سفر احساسی او است.

we need to analyze the processus behind the decision-making.

ما نیاز داریم فرآیند پشت تصمیم گیری را تجزیه و تحلیل کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید