procreating

[ایالات متحده]/ˈprəʊ.kriː.eɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈproʊ.kriː.eɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زاد و ولد کردن؛ تولید مثل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

procreating species

گونه‌های تولید مثل

procreating animals

حیوانات تولید مثل

procreating couples

زوج‌های تولید مثل

procreating organisms

ارگانیسم‌های تولید مثل

procreating plants

گیاهان تولید مثل

procreating parents

والدین تولید مثل

procreating life

زندگی تولید مثل

procreating cells

سلول‌های تولید مثل

procreating beings

موجودات تولید مثل

procreating creatures

موجودات تولید مثل

جملات نمونه

many species are procreating during the spring season.

بسیاری از گونه‌ها در طول فصل بهار در حال تولید مثل هستند.

procreating is a natural instinct for most animals.

تولید مثل غریزه ای طبیعی برای اکثر حیوانات است.

humans have been procreating for thousands of years.

انسان‌ها برای هزاران سال در حال تولید مثل بوده‌اند.

conservation efforts focus on procreating endangered species.

تلاش‌های حفاظتی بر روی تولید مثل گونه‌های در معرض خطر متمرکز است.

procreating in captivity can help preserve a species.

تولید مثل در اسارت می‌تواند به حفظ یک گونه کمک کند.

some animals have unique rituals for procreating.

برخی از حیوانات آیین های منحصر به فردی برای تولید مثل دارند.

procreating is essential for the survival of a species.

تولید مثل برای بقای یک گونه ضروری است.

procreating should be approached responsibly in domestic pets.

تولید مثل باید به طور مسئولانه در حیوانات خانگی مورد توجه قرار گیرد.

research is being conducted on procreating behaviors in the wild.

تحقیقات در مورد رفتارهای تولید مثل در طبیعت در حال انجام است.

procreating can be influenced by environmental factors.

تولید مثل می‌تواند تحت تأثیر عوامل محیطی قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید