procuracies

[ایالات متحده]/ˈprɒkjʊərəsiz/
[بریتانیا]/ˈprɑːkjʊrəsiz/

ترجمه

n. عمل به دست آوردن یا کسب اختیار؛ یک دفتر یا موقعیت یک نماینده

عبارات و ترکیب‌ها

legal procuracies

وكالت‌های قانونی

public procuracies

وكالت‌های عمومی

state procuracies

وكالت‌های دولتی

local procuracies

وكالت‌های محلی

criminal procuracies

وكالت‌های کیفری

administrative procuracies

وكالت‌های اداری

regional procuracies

وكالت‌های منطقه‌ای

military procuracies

وكالت‌های نظامی

procuracies office

دفتر وکالت

procuracies system

سیستم وکالت

جملات نمونه

the procuracies play a vital role in the legal system.

دادسراها نقش حیاتی در سیستم حقوقی ایفا می‌کنند.

many procuracies are focusing on environmental protection cases.

بسیاری از دادسراها بر روی رسیدگی به پرونده‌های حفاظت از محیط زیست تمرکز دارند.

procuracies must ensure justice is served fairly.

دادسراها باید اطمینان حاصل کنند که عدالت به طور عادلانه اجرا می‌شود.

training for procuracies is essential for effective prosecution.

آموزش برای دادسراها برای تعقیب مؤثر ضروری است.

procuracies are often involved in high-profile criminal cases.

دادسراها اغلب در پرونده‌های جنایی مهم دخیل هستند.

collaboration between procuracies and police is crucial.

همکاری بین دادسراها و پلیس بسیار مهم است.

procuracies are responsible for upholding the law.

دادسراها مسئول حفظ قانون هستند.

public trust in procuracies is essential for their effectiveness.

اعتماد عمومی به دادسراها برای اثربخشی آنها ضروری است.

procuracies often publish reports on their activities.

دادسراها اغلب گزارش‌هایی در مورد فعالیت‌های خود منتشر می‌کنند.

procuracies must adapt to changing legal landscapes.

دادسراها باید با چشم‌انداز قانونی در حال تغییر سازگار شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید