procurator

[ایالات متحده]/'prɒkjʊreɪtə/
[بریتانیا]/'prɑkjə,retɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وکیل
Word Forms

جملات نمونه

The procurator issued a warrant for the suspect's arrest.

وكيل دادگاه حکم بازداشت مظنون را صادر کرد.

The procurator reviewed the evidence before making a decision.

وكيل دادگاه قبل از اتخاذ تصمیم مدارک را بررسی کرد.

The procurator is responsible for prosecuting criminal cases.

وكيل دادگاه مسئول پیگرد قانونی پرونده های جنایی است.

The procurator questioned the witnesses during the trial.

وكيل دادگاه در طول دادگاه شاهدان را بازجویی کرد.

The procurator is seeking a conviction in this case.

وكيل دادگاه در این پرونده به دنبال محکومیت است.

The procurator plays a crucial role in the criminal justice system.

وكيل دادگاه نقش مهمی در سیستم عدالت کیفری ایفا می‌کند.

The procurator reviewed the legal documents carefully.

وكيل دادگاه اسناد قانونی را با دقت بررسی کرد.

The procurator presented the case to the court.

وكيل دادگاه پرونده را به دادگاه ارائه داد.

The procurator works closely with law enforcement agencies.

وكيل دادگاه به طور نزدیک با سازمان های مجری قانون همکاری می کند.

The procurator must uphold the principles of justice and fairness.

وكيل دادگاه باید اصول عدالت و انصاف را رعایت کند.

نمونه‌های واقعی

Pliny was also made  a procurator by the emperor as early as 70 AD.

پلینی همچنین در سال ۷۰ میلادی توسط امپراتور به سمت یک پروکورا تعیین شد.

منبع: Character Profile

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید