proffered

[ایالات متحده]/ˈprɒfəd/
[بریتانیا]/ˈprɔːfərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را برای پذیرش پیشنهاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

proffered advice

مشاوره ارائه شده

proffered help

کمک ارائه شده

proffered assistance

مساعدة ارائه شده

proffered opinion

نظر ارائه شده

proffered solution

راه حل ارائه شده

proffered support

حمایت ارائه شده

proffered invitation

دعوت ارائه شده

proffered services

خدمات ارائه شده

proffered gift

هدیه ارائه شده

proffered insight

بینش ارائه شده

جملات نمونه

she proffered her assistance during the project.

او پیشنهاد کمک در طول پروژه را ارائه کرد.

he proffered a suggestion that improved our plans.

او پیشنهادی ارائه داد که برنامه های ما را بهبود بخشید.

the waiter proffered the menu to the guests.

خدمتکار منوی غذا را به مهمانان ارائه کرد.

they proffered their opinions on the matter.

آنها نظرات خود را در مورد موضوع ارائه کردند.

she proffered a piece of advice that was very helpful.

او یک توصیه بسیار مفید ارائه داد.

he proffered his hand to help her up.

او دستش را دراز کرد تا به او کمک کند.

the teacher proffered extra help to struggling students.

معلم کمک اضافی به دانش آموزان مشکل دار ارائه کرد.

during the meeting, she proffered several innovative ideas.

در طول جلسه، او چندین ایده نوآورانه ارائه کرد.

he proffered a heartfelt apology for his mistakes.

او عذرخواهی صمیمانه ای برای اشتباهاتش ارائه کرد.

the expert proffered insights into the latest trends.

متخصص بینش هایی در مورد آخرین روندها ارائه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید