profited

[ایالات متحده]/ˈprɒfɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈprɑːfɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به دست آوردن یک سود یا مزیت

عبارات و ترکیب‌ها

profited greatly

به شدت سود برد

profited handsomely

به خوبی سود برد

profited immensely

به طور چشمگیری سود برد

profited significantly

به طور قابل توجهی سود برد

profited well

خوب سود برد

profited enormously

به طور فوق العاده سود برد

profited substantially

به طور قابل ملاحظه ای سود برد

profited quickly

به سرعت سود برد

profited easily

به راحتی سود برد

profited unexpectedly

به طور غیرمنتظره سود برد

جملات نمونه

the company profited significantly from the new product launch.

شرکت به طور قابل توجهی از عرضه محصول جدید سود برد.

she profited from her investment in the stock market.

او از سرمایه‌گذاری خود در بازار سهام سود برد.

they profited greatly during the holiday season.

آنها در طول فصل تعطیلات سود زیادی کسب کردند.

many businesses profited from online sales.

کسب و کارهای زیادی از فروش آنلاین سود بردند.

he profited by selling his artwork at the gallery.

او با فروش آثار هنری خود در گالری سود برد.

investors profited from the rising property values.

سرمایه‌گذاران از افزایش ارزش املاک سود بردند.

the startup profited within its first year of operation.

شرکت نوپا در اولین سال فعالیت خود سودآوری داشت.

she profited from her knowledge of the local market.

او از دانش خود در مورد بازار محلی سود برد.

he profited by trading cryptocurrencies.

او با معامله ارزهای دیجیتال سود برد.

they profited off the increased demand for eco-friendly products.

آنها از افزایش تقاضا برای محصولات سازگار با محیط زیست سود بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید