prohuman

[ایالات متحده]/prəʊˈhjuːmən/
[بریتانیا]/proʊˈhjuːmən/

ترجمه

adj. حامی یا طرفدار بشر؛ بشردوستانه
n. شخصی که از بشر حمایت یا طرفداری می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

prohuman philosophy

فلسفه پرو انسان

prohuman policy

سیاست پرو انسان

prohuman ethics

اخلاق پرو انسان

prohuman values

ارزش‌های پرو انسان

prohuman approach

رویکرد پرو انسان

prohuman perspective

دیدگاه پرو انسان

more prohuman

پرو انسان تر

most prohuman

بیشترین پرو انسان

prohuman stance

موضع پرو انسان

prohuman movement

جنبش پرو انسان

جملات نمونه

the prohuman organization advocates for the ethical treatment of artificial intelligence.

سازمان طرفدار انسان از رفتار اخلاقی با هوش مصنوعی حمایت می‌کند.

scientists are developing prohuman policies to govern ai development.

دانشمندان در حال توسعه سیاست‌های طرفدار انسان برای تنظیم توسعه هوش مصنوعی هستند.

a prohuman approach to technology ensures human values are prioritized.

یک رویکرد طرفدار انسان به فناوری تضمین می‌کند که ارزش‌های انسانی در اولویت قرار گیرند.

the conference focused on prohuman artificial intelligence development.

کنفرانس بر توسعه هوش مصنوعی طرفدار انسان متمرکز بود.

we need more prohuman regulation in the tech industry.

ما به قوانین بیشتر طرفدار انسان در صنعت فناوری نیاز داریم.

prohuman activists argue that ai should enhance human capabilities.

فعالان طرفدار انسان استدلال می‌کنند که هوش مصنوعی باید توانایی‌های انسان را افزایش دهد.

the company claims its products are designed with a prohuman philosophy.

شرکت ادعا می‌کند که محصولات آن با فلسفه طرفدار انسان طراحی شده‌اند.

ethical guidelines for ai should always remain prohuman in their core principles.

دستورالعمل‌های اخلاقی برای هوش مصنوعی همیشه باید در اصول اساسی خود طرفدار انسان باشند.

a truly prohuman system would never threaten human autonomy.

یک سیستم واقعاً طرفدار انسان هرگز استقلال انسان را تهدید نخواهد کرد.

researchers emphasize the importance of prohuman safeguards in machine learning.

محققان بر اهمیت اقدامات احتیاطی طرفدار انسان در یادگیری ماشین تأکید می‌کنند.

the prohuman movement gained momentum after the incident.

جنبش طرفدار انسان پس از حادثه momentum به دست آورد.

policymakers are considering prohuman legislation for emerging technologies.

قانون‌گذاران در حال بررسی قانون‌گذاری طرفدار انسان برای فناوری‌های نوظهور هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید