human-centered

[ایالات متحده]/[ˈhjuːmən ˈsɛntrəd]/
[بریتانیا]/[ˈhjuːmən ˈsɛntərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متمرکز بر نیازها و رفاه حال مردم؛ طراحی شده بر اساس نیازها و توانایی‌های انسانی
adv. به گونه‌ای که نیازها و رفاه حال مردم را در اولویت قرار می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

human-centered design

طراحی کاربر محور

human-centered approach

رویکرد کاربر محور

human-centered care

مراقبت کاربر محور

being human-centered

بودن کاربر محور

human-centered solutions

راه حل های کاربر محور

human-centered values

ارزش های کاربر محور

human-centered systems

سیستم های کاربر محور

human-centered thinking

تفکر کاربر محور

human-centered innovation

نوآوری کاربر محور

creating human-centered

ایجاد کاربر محور

جملات نمونه

we adopted a human-centered design approach to improve user experience.

ما از یک رویکرد طراحی متمرکز بر انسان برای بهبود تجربه کاربر استفاده کردیم.

the company's human-centered strategy prioritizes customer needs above all else.

استراتژی متمرکز بر انسان شرکت، نیازهای مشتری را در اولویت قرار می‌دهد.

a human-centered approach to healthcare focuses on the patient's well-being.

یک رویکرد متمرکز بر انسان در مراقبت‌های بهداشتی بر رفاه بیمار تمرکز دارد.

the new software features a human-centered interface for ease of use.

نرم افزار جدید دارای یک رابط کاربری متمرکز بر انسان برای سهولت استفاده است.

we believe in a human-centered workplace that values employee contributions.

ما به یک محیط کار متمرکز بر انسان که ارزش مشارکت کارکنان را دارد، اعتقاد داریم.

the project's success hinged on a truly human-centered perspective.

موفقیت پروژه به یک دیدگاه واقعاً متمرکز بر انسان بستگی داشت.

this human-centered policy aims to empower individuals and communities.

این سیاست متمرکز بر انسان برای توانمندسازی افراد و جوامع طراحی شده است.

the research utilized a human-centered methodology for data collection.

تحقیقات از یک روش‌شناسی متمرکز بر انسان برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده کرد.

we are committed to providing human-centered services to our clients.

ما متعهد به ارائه خدمات متمرکز بر انسان به مشتریان خود هستیم.

the organization fosters a human-centered culture of empathy and respect.

سازمان یک فرهنگ متمرکز بر انسان از همدلی و احترام را ترویج می‌کند.

the team conducted human-centered testing to identify usability issues.

تیم برای شناسایی مشکلات قابلیت استفاده، آزمایش‌های متمرکز بر انسان انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید