legal promulgator
ناشر قوانین
policy promulgator
ناشر سیاستها
regulation promulgator
ناشر مقررات
promulgator role
نقش منتشر کننده
promulgator authority
اختیارات منتشر کننده
promulgator function
وظیفه منتشر کننده
promulgator duty
تکلیف منتشر کننده
promulgator responsibility
مسئولیت منتشر کننده
promulgator entity
نهاد منتشر کننده
promulgator process
فرآیند منتشر کننده
the government is the main promulgator of new laws.
دولت، عامل اصلی انتشار قوانین جدید است.
as a promulgator of educational reforms, she has made significant changes.
به عنوان ترویجکننده اصلاحات آموزشی، او تغییرات قابل توجهی ایجاد کرده است.
the organization acts as a promulgator of environmental policies.
این سازمان به عنوان ترویجکننده سیاستهای زیستمحیطی عمل میکند.
he is known as a promulgator of innovative ideas in technology.
او به عنوان ترویجکننده ایدههای نوآورانه در فناوری شناخته میشود.
the promulgator of the initiative received widespread support.
شخص یا سازمانی که این طرح را ترویج کرد، از حمایت گستردهای برخوردار بود.
she serves as a promulgator of cultural awareness in the community.
او به عنوان ترویجکننده آگاهی فرهنگی در جامعه خدمت میکند.
the media often acts as a promulgator of public opinion.
رسانهها اغلب به عنوان ترویجکننده افکار عمومی عمل میکنند.
the promulgator of the new guidelines emphasized their importance.
شخص یا سازمانی که این دستورالعملهای جدید را ترویج کرد، بر اهمیت آنها تاکید کرد.
being a promulgator of health information is crucial in today's society.
تبلیغ اطلاعات بهداشتی در جامعه امروز بسیار مهم است.
the university is a key promulgator of scientific research findings.
دانشگاه یک ترویجکننده کلیدی یافتههای تحقیقات علمی است.
legal promulgator
ناشر قوانین
policy promulgator
ناشر سیاستها
regulation promulgator
ناشر مقررات
promulgator role
نقش منتشر کننده
promulgator authority
اختیارات منتشر کننده
promulgator function
وظیفه منتشر کننده
promulgator duty
تکلیف منتشر کننده
promulgator responsibility
مسئولیت منتشر کننده
promulgator entity
نهاد منتشر کننده
promulgator process
فرآیند منتشر کننده
the government is the main promulgator of new laws.
دولت، عامل اصلی انتشار قوانین جدید است.
as a promulgator of educational reforms, she has made significant changes.
به عنوان ترویجکننده اصلاحات آموزشی، او تغییرات قابل توجهی ایجاد کرده است.
the organization acts as a promulgator of environmental policies.
این سازمان به عنوان ترویجکننده سیاستهای زیستمحیطی عمل میکند.
he is known as a promulgator of innovative ideas in technology.
او به عنوان ترویجکننده ایدههای نوآورانه در فناوری شناخته میشود.
the promulgator of the initiative received widespread support.
شخص یا سازمانی که این طرح را ترویج کرد، از حمایت گستردهای برخوردار بود.
she serves as a promulgator of cultural awareness in the community.
او به عنوان ترویجکننده آگاهی فرهنگی در جامعه خدمت میکند.
the media often acts as a promulgator of public opinion.
رسانهها اغلب به عنوان ترویجکننده افکار عمومی عمل میکنند.
the promulgator of the new guidelines emphasized their importance.
شخص یا سازمانی که این دستورالعملهای جدید را ترویج کرد، بر اهمیت آنها تاکید کرد.
being a promulgator of health information is crucial in today's society.
تبلیغ اطلاعات بهداشتی در جامعه امروز بسیار مهم است.
the university is a key promulgator of scientific research findings.
دانشگاه یک ترویجکننده کلیدی یافتههای تحقیقات علمی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید