prosecutes

[ایالات متحده]/ˈprɒsɪkjuːts/
[بریتانیا]/ˈprɑːsɪkjuːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را در دادگاه متهم کردن؛ ادامه دادن با یک اقدام قانونی؛ ادامه دادن با یک فعالیت خاص؛ به عنوان دادستان در دادگاه عمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

prosecutes criminals

تعقیب مجرمان

prosecutes cases

تعقیب پرونده‌ها

prosecutes offenders

تعقیب متخلفین

prosecutes fraud

تعقیب کلاهبرداری

prosecutes violations

تعقیب تخلفات

prosecutes suspects

تعقیب مظنونین

prosecutes felonies

تعقیب جرایم سنگین

prosecutes charges

تعقیب اتهامات

prosecutes actions

تعقیب اقدامات

جملات نمونه

the district attorney prosecutes serious crimes.

دادستان جرایم جدی را تعقیب می‌کند.

the state prosecutes individuals for fraud.

ایالت افراد را به دلیل کلاهبرداری تعقیب می‌کند.

the government prosecutes those who violate the law.

دولت کسانی را که قانون را نقض می‌کنند، تعقیب می‌کند.

he prosecutes cases of domestic violence.

او موارد خشونت خانگی را تعقیب می‌کند.

the attorney prosecutes the defendant vigorously.

وکیل با جدیت به دفاع از متهم می‌پردازد.

the office prosecutes cybercrime offenders.

اداره مجرمان سایبری را تعقیب می‌کند.

she prosecutes environmental violations effectively.

او به طور موثر تخلفات زیست محیطی را تعقیب می‌کند.

the agency prosecutes cases of human trafficking.

آژانس موارد قاچاق انسان را تعقیب می‌کند.

the city prosecutes illegal dumping of waste.

شهر قاچاق غیرقانونی زباله را تعقیب می‌کند.

the prosecutor prosecutes with strong evidence.

دادستان با مدارک قوی پیگرد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید