protectedly

[ایالات متحده]//prəˈtektɪdli//
[بریتانیا]//prəˈtɛktɪdli//

ترجمه

adv. به گونه‌ای امن؛ به صورتی امن

جملات نمونه

the rare documents are protectedly stored in the climate-controlled vault.

اسناد نادر در کلیه‌های کنترل شده دمایی به طور ایمن نگه داشته می‌شوند.

the ancient artifacts are protectedly displayed behind reinforced glass.

آثار باستانی به طور ایمن پشت شیشه تقویت شده نمایش داده می‌شوند.

confidential files are protectedly kept in the secure database.

فایل‌های محرمانه به طور ایمن در پایگاه داده امن نگه داشته می‌شوند.

the endangered species are protectedly housed in the wildlife sanctuary.

گونه‌های در معرض خطر در مراکز حفاظت حیات وحش به طور ایمن پناه گرفته‌اند.

the president is always protectedly positioned during public appearances.

رئیس همیشه در موقعیت‌های ایمن قرار می‌گیرد در حین ظهور‌های عمومی.

the priceless paintings are protectedly maintained at optimal humidity levels.

نقاشی‌های گران‌قیمت در سطح رطوبت بهینه به طور ایمن حفظ می‌شوند.

the witness was protectedly relocated to a secret location.

شاهد به طور ایمن به یک موقعیت سری منتقل شد.

the data is protectedly encrypted and stored on secure servers.

داده‌ها به طور ایمن رمزگذاری شده و در سرورهای امن ذخیره می‌شوند.

the fragile specimens are protectedly transported in temperature-controlled containers.

نمونه‌های نازک در ظروف کنترل دمایی به طور ایمن حمل می‌شوند.

the royal jewels are protectedly secured in the tower vault.

جواهرات皇家 در خزانه برج به طور ایمن امنیت‌بخش شده‌اند.

the sensitive equipment is protectedly shielded from electromagnetic interference.

تجهیزات حساس از مزاحمت الکترومغناطیسی به طور ایمن محافظت می‌شوند.

the young seedlings are protectedly covered during harsh weather conditions.

رویش‌های جوان در شرایط آب و هواي سخت به طور ایمن پوشانده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید