vulnerably exposed
در معرض آسیب
vulnerably positioned
در موقعیت آسیبپذیر
vulnerably open
به طور آسیبپذیری باز
vulnerably honest
صادقانه و آسیبپذیر
vulnerably shared
به اشتراک گذاشته شده با آسیبپذیری
vulnerably trusting
با اعتماد به نفس آسیبپذیر
vulnerably connected
به طور آسیبپذیری متصل
vulnerably revealed
افشا شده با آسیبپذیری
vulnerably authentic
اصیل و آسیبپذیر
she spoke vulnerably about her struggles.
او در مورد مشکلاتش آسیبپذیرانه صحبت کرد.
they opened up vulnerably during the therapy session.
آنها در طول جلسه درمانی آسیبپذیرانه خود را نشان دادند.
vulnerably expressing emotions can be healing.
بیان آسیبپذیرانه احساسات میتواند شفابخش باشد.
she stood vulnerably in front of the audience.
او در مقابل تماشاچیان به طور آسیبپذیر ایستاد.
he wrote vulnerably in his journal.
او آسیبپذیرانه در دفترچه خاطرات خود نوشت.
vulnerably sharing stories can build trust.
به اشتراک گذاری آسیب پذیرانه داستان ها می تواند اعتماد ایجاد کند.
they discussed their fears vulnerably.
آنها آسیب پذیرانه در مورد ترس های خود صحبت کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید