prowesses

[ایالات متحده]/ˈpraʊəs/
[بریتانیا]/ˈpraʊəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهارت فوق‌العاده؛ شجاعت؛ دلیری.

عبارات و ترکیب‌ها

military prowess

ظرفیت نظامی

athletic prowess

ظرفیت ورزشی

intellectual prowess

توانایی ذهنی

جملات نمونه

his prowess as a fisherman.

مهارت او در ماهیگیری.

He was famous for his prowess as an athlete.

او به خاطر مهارتش به عنوان یک ورزشکار مشهور بود.

Blackamoor Head - Deeds of prowess in the Crusades.

بلک مور هِد - کارهای قهرمانی در جنگ‌های صلیبی.

The young student from the theatrical school showed great prowess at acting in the play.

دانشجوی جوان از مدرسه تئاتر، مهارت فوق العاده ای در بازیگری در نمایش داشت.

She demonstrated her prowess on the basketball court.

او مهارت خود را در زمین بسکتبال نشان داد.

His prowess in negotiation helped him secure a good deal.

مهارت او در مذاکره به او کمک کرد تا یک معامله خوب ببندد.

The warrior's prowess in battle was unmatched.

مهارت جنگجو در نبرد بی نظیر بود.

Her prowess in mathematics earned her a scholarship.

مهارت او در ریاضیات باعث شد بورسیه تحصیلی دریافت کند.

The singer's vocal prowess impressed the audience.

مهارت آوازی خواننده مخاطبان را تحت تاثیر قرار داد.

His prowess as a chef made him popular in the culinary world.

مهارت او به عنوان یک سرآشپز باعث محبوبیت او در دنیای آشپزی شد.

The company values employees with technical prowess.

شرکت از کارمندانی با مهارت فنی ارزش می کند.

His prowess in martial arts allowed him to win many competitions.

مهارت او در هنرهای رزمی به او اجازه داد تا برنده بسیاری از مسابقات شود.

The artist's artistic prowess was evident in every brushstroke.

مهارت هنری هنرمند در هر ضربه قلم مو آشکار بود.

The team captain's leadership prowess led the team to victory.

مهارت رهبری کاپیتان تیم باعث پیروزی تیم شد.

نمونه‌های واقعی

Musk is lauded for his engineering prowess and vision, for good reason.

مِسک به دلیل مهارت و دیدگاه مهندسی مورد تحسین قرار می‌گیرد، دلیل خوبی هم وجود دارد.

منبع: Newsweek

" For what? Your great prowess in battle" ?

" برای چه؟ قدرت فوق العاده شما در نبرد؟"

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

This mesh of firms, ideas and standards reflects and magnifies American prowess.

این شبکه از شرکت‌ها، ایده‌ها و استانداردها بازتاب و بزرگنمایی قدرت آمریکا را نشان می‌دهد.

منبع: The Economist (Summary)

Perhaps your talk of my sexual prowess renewed her faith in love.

شاید صحبت شما در مورد قدرت جنسی من ایمان او را به عشق دوباره زنده کرد.

منبع: The Big Bang Theory Season 4

After believing my prowess and showing off, I am in a bad fix.

بعد از باور کردن به مهارت من و نشان دادن آن، من در وضعیت بدی قرار دارم.

منبع: 101 Children's English Stories

However, for Zhong, the true value of these digital avatars goes beyond their technological prowess.

با این حال، برای ژونگ، ارزش واقعی این آواتارهای دیجیتال فراتر از مهارت‌های فناوری آنهاست.

منبع: "The Sixth Sound" Reading Selection

Predicting the limits of human athletic prowess has been a popular parlour game among number crunchers.

پیش‌بینی محدودیت‌های مهارت ورزشی انسان‌ها همواره یک بازی محبوب در میان متخصصان محاسبه بوده است.

منبع: The Economist - Technology

His prowess is not to be underestimated.

مهارت او نباید دست کم گرفته شود.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

It offers protection from enemy attack, but most of all, it's a display of their jungle prowess.

این امر از حمله دشمن محافظت می‌کند، اما در بیشتر موارد، نشان‌دهنده مهارت آنها در جنگل است.

منبع: Human Planet

So, in addition to being crazy, you're resting the fate of the mission on your athletic prowess.

بنابراین، علاوه بر دیوانگی، شما سرنوشت مأموریت را بر اساس مهارت ورزشی خود استوار کرده‌اید.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید