prowled

[ایالات متحده]/praʊld/
[بریتانیا]/praʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی حرکت کرد; پرسه زد; در تعقیب (برای شکار)؛ به آرامی نزدیک شد (با نیت بد)

عبارات و ترکیب‌ها

prowled the night

در طول شب گشت

prowled around

گشت و گذار کرد

prowled the streets

در خیابان‌ها گشت

prowled the shadows

در سایه‌ها گشت

prowled the forest

در جنگل گشت

prowled the outskirts

در حومه شهر گشت

prowled the alleys

در کوچه ها گشت

prowled the ruins

در میان ویرانه‌ها گشت

prowled the grounds

در محوطه گشت

prowled silently

به طور نامحسوس گشت

جملات نمونه

the cat prowled silently through the garden.

گربه به آرامی و بی‌صدا از میان باغ عبور کرد.

the detective prowled the streets looking for clues.

مامور پلیس در جستجوی سرنخ‌ها در خیابان‌ها گشت.

he prowled around the house, trying to find a way in.

او در اطراف خانه گشت، سعی کرد راهی برای ورود پیدا کند.

the dog prowled the backyard, watching for intruders.

سگ در حیاط پشتی گشت، به دنبال متخلفین نگاه می‌کرد.

she prowled the aisles of the bookstore, searching for a good read.

او در میان قفسه‌های کتابفروشی گشت، به دنبال یک کتاب خوب می‌گشت.

the lion prowled through the tall grass, hunting for prey.

شیر از میان علف‌های بلند عبور کرد و به دنبال طعمه می‌گشت.

he prowled the internet for the latest news.

او اینترنت را برای آخرین اخبار جستجو کرد.

the thief prowled the neighborhood at night.

دزد شب‌ها در محله گشت.

they prowled the beach, hoping to find seashells.

آنها ساحل را گشتند، امیدوار بودند صدف پیدا کنند.

the shadowy figure prowled in the darkness.

شخصیت سایه‌دار در تاریکی گشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید