scampered away
از ترس دور شد
scampered off
از آنجا دور شد
scampered back
به عقب برگشت
scampered around
اینجا و آنجا چرخید
scampered home
به خانه رفت
scampered quickly
به سرعت دوید
scampered off happily
با خوشحالی دور شد
scampered to safety
به سمت امنیت رفت
scampered in fright
از ترس فرار کرد
scampered joyfully
با خوشحالی فرار کرد
the children scampered across the playground, laughing joyfully.
کودکان با خوشحالی در سراسر زمین بازی به این سو و آن سو میرفتند.
the puppy scampered after the ball, eager to play.
سگ بچه با اشتیاق برای بازی، به دنبال توپ به این سو و آن سو میرفت.
as soon as the door opened, the cat scampered away.
به محض اینکه در باز شد، گربه به این سو و آن سو رفت.
the rabbit scampered into its burrow at the first sign of danger.
با اولین نشانهای از خطر، خرگوش به این سو و آن سو وارد لانهاش شد.
she scampered up the stairs to catch the bus.
او برای گرفتن اتوبوس به سرعت از پلهها بالا رفت.
the kids scampered around the yard, playing hide and seek.
بچهها در حیاط بازی با بازی گربه و موش به این سو و آن سو میرفتند.
when the lights went out, the mice scampered across the floor.
وقتی چراغها خاموش شدند، موشها روی زمین به این سو و آن سو رفتند.
he scampered down the hill, excited to see his friends.
او با هیجان برای دیدن دوستانش از تپه به پایین رفت.
the squirrel scampered up the tree to escape the dog.
سنجاب برای فرار از سگ به سرعت درخت را بالا رفت.
after the rain stopped, the children scampered outside to play.
بعد از اینکه باران بند آمد، بچهها برای بازی بیرون رفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید