scampered

[ایالات متحده]/ˈskæmpəd/
[بریتانیا]/ˈskæmpərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت و با شادی دویدن؛ به طور ترسیده فرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scampered away

از ترس دور شد

scampered off

از آنجا دور شد

scampered back

به عقب برگشت

scampered around

اینجا و آنجا چرخید

scampered home

به خانه رفت

scampered quickly

به سرعت دوید

scampered off happily

با خوشحالی دور شد

scampered to safety

به سمت امنیت رفت

scampered in fright

از ترس فرار کرد

scampered joyfully

با خوشحالی فرار کرد

جملات نمونه

the children scampered across the playground, laughing joyfully.

کودکان با خوشحالی در سراسر زمین بازی به این سو و آن سو می‌رفتند.

the puppy scampered after the ball, eager to play.

سگ بچه با اشتیاق برای بازی، به دنبال توپ به این سو و آن سو می‌رفت.

as soon as the door opened, the cat scampered away.

به محض اینکه در باز شد، گربه به این سو و آن سو رفت.

the rabbit scampered into its burrow at the first sign of danger.

با اولین نشانه‌ای از خطر، خرگوش به این سو و آن سو وارد لانه‌اش شد.

she scampered up the stairs to catch the bus.

او برای گرفتن اتوبوس به سرعت از پله‌ها بالا رفت.

the kids scampered around the yard, playing hide and seek.

بچه‌ها در حیاط بازی با بازی گربه و موش به این سو و آن سو می‌رفتند.

when the lights went out, the mice scampered across the floor.

وقتی چراغ‌ها خاموش شدند، موش‌ها روی زمین به این سو و آن سو رفتند.

he scampered down the hill, excited to see his friends.

او با هیجان برای دیدن دوستانش از تپه به پایین رفت.

the squirrel scampered up the tree to escape the dog.

سنجاب برای فرار از سگ به سرعت درخت را بالا رفت.

after the rain stopped, the children scampered outside to play.

بعد از اینکه باران بند آمد، بچه‌ها برای بازی بیرون رفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید