pruriently

[ایالات متحده]/ˈprʊəriəntli/
[بریتانیا]/ˈprʊrɪəntli/

ترجمه

adv. به روشی که با تمایل یا علاقه جنسی بیش از حد مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

pruriently inclined

مشتاقانه تمایل‌دار

pruriently curious

به طرز وسوسه‌انگیزی کنجکاو

pruriently interested

به طرز وسوسه‌انگیزی علاقه‌مند

pruriently focused

به طرز وسوسه‌انگیزی متمرکز

pruriently excited

به طرز وسوسه‌انگیزی هیجان‌زده

pruriently motivated

به طرز وسوسه‌انگیزی با انگیزه

pruriently obsessed

به طرز وسوسه‌انگیزی وسوسه‌شده

pruriently provocative

به طرز وسوسه‌انگیزی تحریک‌آمیز

pruriently suggestive

به طرز وسوسه‌انگیزی پیشنهاددهنده

pruriently depicted

به طرز وسوسه‌انگیزی به تصویر کشیده شده

جملات نمونه

he looked at the magazine pruriently, flipping through the pages with interest.

او نگاهی شهوت‌انگیز به مجله انداخت و با علاقه صفحات را ورق زد.

the article was written pruriently, aiming to attract more readers.

مقاله به گونه‌ای شهوت‌انگیز نوشته شده بود، با هدف جذب خوانندگان بیشتر.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید