pruriently inclined
مشتاقانه تمایلدار
pruriently curious
به طرز وسوسهانگیزی کنجکاو
pruriently interested
به طرز وسوسهانگیزی علاقهمند
pruriently focused
به طرز وسوسهانگیزی متمرکز
pruriently excited
به طرز وسوسهانگیزی هیجانزده
pruriently motivated
به طرز وسوسهانگیزی با انگیزه
pruriently obsessed
به طرز وسوسهانگیزی وسوسهشده
pruriently provocative
به طرز وسوسهانگیزی تحریکآمیز
pruriently suggestive
به طرز وسوسهانگیزی پیشنهاددهنده
pruriently depicted
به طرز وسوسهانگیزی به تصویر کشیده شده
he looked at the magazine pruriently, flipping through the pages with interest.
او نگاهی شهوتانگیز به مجله انداخت و با علاقه صفحات را ورق زد.
the article was written pruriently, aiming to attract more readers.
مقاله به گونهای شهوتانگیز نوشته شده بود، با هدف جذب خوانندگان بیشتر.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید