psychos

[ایالات متحده]/ˈsaɪkəʊz/
[بریتانیا]/ˈsaɪkoʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد مبتلا به بیماری‌های روانی

عبارات و ترکیب‌ها

crazy psychos

روان‌پریش‌های دیوانه

violent psychos

روان‌پریش‌های خشن

dangerous psychos

روان‌پریش‌های خطرناک

angry psychos

روان‌پریش‌های عصبانی

manipulative psychos

روان‌پریش‌های دستکاری‌کننده

deceptive psychos

روان‌پریش‌های فریبکار

unstable psychos

روان‌پریش‌های ناپایدار

psychos online

روان‌پریش‌ها در اینترنت

psychos everywhere

روان‌پریش‌ها همه جا

psychos in disguise

روان‌پریش‌هایی که خود را پنهان می‌کنند

جملات نمونه

some psychos find joy in causing chaos.

برخی از افراد روان‌گداخته از ایجاد هرج و مرج لذت می‌برند.

he was labeled a psycho after his strange behavior.

او پس از رفتار عجیب و غریبش به عنوان یک فرد روان‌گداخته شناخته شد.

she enjoys watching movies about psychos.

او از تماشای فیلم‌هایی درباره روان‌گداخته‌ها لذت می‌برد.

many psychos hide their true nature behind a mask.

بسیاری از افراد روان‌گداخته، طبیعت واقعی خود را پشت نقابی پنهان می‌کنند.

psychos often have a distorted view of reality.

افراد روان‌گداخته اغلب دیدگاه تحریف‌شده‌ای نسبت به واقعیت دارند.

it's important to recognize the signs of a psycho.

تشخیص نشانه‌های یک فرد روان‌گداخته مهم است.

some people are fascinated by the minds of psychos.

برخی از افراد از ذهن افراد روان‌گداخته مجذوب هستند.

she wrote a book about famous psychos in history.

او کتابی درباره روان‌گداخته‌های مشهور در تاریخ نوشت.

psychos can manipulate others to get what they want.

افراد روان‌گداخته می‌توانند دیگران را دستکاری کنند تا به آنچه می‌خواهند برسند.

understanding psychos can help prevent future crimes.

درک افراد روان‌گداخته می‌تواند به جلوگیری از وقوع جرایم آینده کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید