puffballs

[ایالات متحده]/ˈpʌfbɔːlz/
[بریتانیا]/ˈpʌfˌbɔlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم puffball، نوعی قارچ

عبارات و ترکیب‌ها

puffballs in nature

حباب‌سرها در طبیعت

edible puffballs

حباب‌سرها قابل خوردن

puffballs and spores

حباب‌سرها و هاجک‌ها

puffballs growing

رشد حباب‌سرها

white puffballs

حباب‌سرها سفید

puffballs in gardens

حباب‌سرها در باغ‌ها

puffballs and fungi

حباب‌سرها و قارچ‌ها

puffballs on soil

حباب‌سرها روی خاک

puffballs identification

شناسایی حباب‌سرها

puffballs in forests

حباب‌سرها در جنگل‌ها

جملات نمونه

puffballs can be found in various habitats.

می‌توان قارچ‌های حبابی را در زیستگاه‌های مختلف یافت.

the children enjoyed collecting puffballs in the park.

کودکان از جمع‌آوری قارچ‌های حبابی در پارک لذت بردند.

puffballs release spores when they are disturbed.

قارچ‌های حبابی هنگام مختل شدن، هاج و پورت آزاد می‌کنند.

some puffballs are edible, while others are not.

برخی از قارچ‌های حبابی قابل خوردن هستند، در حالی که برخی دیگر نیستند.

we found large puffballs growing in the forest.

ما قارچ‌های حبابی بزرگ در حال رشد در جنگل پیدا کردیم.

puffballs are often mistaken for other fungi.

قارچ‌های حبابی اغلب با قارچ‌های دیگر اشتباه گرفته می‌شوند.

the texture of puffballs can vary significantly.

بافت قارچ‌های حبابی می‌تواند به طور قابل توجهی متفاوت باشد.

some people use puffballs in their culinary dishes.

برخی از افراد از قارچ‌های حبابی در غذاهای خود استفاده می‌کنند.

during the hike, we spotted several puffballs on the trail.

در طول پیاده‌روی، ما چندین قارچ حبابی را در مسیر دیدیم.

puffballs play an important role in the ecosystem.

قارچ‌های حبابی نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید