puffer fish
ماهی بادی
puffer jacket
ژاکت پفدار
puffer coat
کت بادی
puffer vest
جلیقه بادی
pufferfish poison
سم ماهی بادی
She wore a cozy puffer jacket in the winter.
او در زمستان یک ژاکت پفدار دنج پوشید.
The puffer fish inflated itself when threatened.
ماهی پفدار زمانی که احساس خطر میکرد، خود را متورم میکرد.
I love the way pufferfish swim gracefully in the water.
من عاشق نحوه شنای ظریفانه ماهیهای پفدار در آب هستم.
He always carries a small puffer for emergencies.
او همیشه برای مواقع اضطراری یک پاف کوچک همراه دارد.
The chef prepared a delicious dish using puffer fish.
سرآشپز یک غذای خوشمزه با استفاده از ماهی پفدار تهیه کرد.
The diver admired the colorful pufferfish on the coral reef.
غواص ماهیهای پفدار رنگارنگ را در صخره مرجانی تحسین کرد.
The doctor prescribed an inhaler with a puffer for the patient's asthma.
پزشک یک اینهیلر با پاف را برای آسم بیمار تجویز کرد.
The child was fascinated by the puffer fish at the aquarium.
کودک از ماهی پفدار در آکواریوم شگفتزده شد.
The hiker always carries a puffer vest in case the weather gets cold.
گردشگر همیشه یک جلیقه پفدار همراه دارد تا هوا سرد شود.
The scientist studied the unique defense mechanisms of the pufferfish.
دانشمند مکانیسمهای دفاعی منحصر به فرد ماهی پفدار را مطالعه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید