pullback

[ایالات متحده]/ˈpʊl.bæk/
[بریتانیا]/ˈpʊl.bæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عقب‌نشینی یا ترک; یک مانع یا مشکل; کاهش در قیمت یا ارزش
Word Forms
جمعpullbacks

عبارات و ترکیب‌ها

market pullback

بازگشت بازار

pullback strategy

استراتژی بازگشت

price pullback

بازگشت قیمت

pullback rally

بازگشت رالی

pullback phase

فاز بازگشت

pullback trend

روند بازگشت

pullback level

سطح بازگشت

pullback zone

منطقه بازگشت

pullback signal

سیگنال بازگشت

pullback opportunity

فرصت بازگشت

جملات نمونه

the company announced a pullback in its expansion plans.

شرکت اعلام کرد که طرح‌های توسعه خود را عقب‌نشینی می‌کند.

investors reacted negatively to the pullback in stock prices.

سرمایه‌گذاران به کاهش قیمت سهام واکنش منفی نشان دادند.

the pullback in consumer spending raised concerns among economists.

کاهش هزینه‌های مصرف‌کنندگان نگرانی‌ها را در بین اقتصاددانان برانگیخت.

after a brief pullback, the market resumed its upward trend.

پس از یک عقب‌نشینی کوتاه، بازار روند صعودی خود را از سر گرفت.

the government plans to implement a pullback on certain subsidies.

دولت قصد دارد برخی از یارانه‌ها را کاهش دهد.

analysts predict a pullback in demand for luxury goods.

تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند که تقاضا برای کالاهای لوکس کاهش یابد.

there was a notable pullback in the real estate market last year.

در سال گذشته، کاهش قابل توجهی در بازار املاک و مستغلات وجود داشت.

the pullback in military spending was a controversial decision.

کاهش هزینه‌های نظامی یک تصمیم بحث‌برانگیز بود.

many companies are experiencing a pullback in their growth projections.

بسیاری از شرکت‌ها در حال تجربه کاهش پیش‌بینی‌های رشد خود هستند.

the pullback in oil prices has affected global markets.

کاهش قیمت نفت بر بازارهای جهانی تأثیر گذاشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید