pushforward

[ایالات متحده]/[ˈpʊʃfɔː.wəd]/
[بریتانیا]/[ˈpʊʃfɔː.wərd]/

ترجمه

n. عمل جلو بردن چیزی؛ در ریاضیات، یک عملیات ریاضی که نقاط را از یک فضای دیگر به فضای دیگری نگاشت می‌دهد.
v. جلو بردن چیزی؛ پیشبرد یا ترویج چیزی؛ حرکت دادن چیزی به سمت جلو با قدرت.

عبارات و ترکیب‌ها

pushforward progress

پیشبرد پیشرفت

pushforward initiatives

پیشبرد مبادرات

pushforward strategy

پیشبرد استراتژی

pushforward agenda

پیشبرد دستور کار

pushforward efforts

پیشبرد تلاش ها

pushforward goals

پیشبرد اهداف

pushforward development

پیشبرد توسعه

pushforward plan

پیشبرد برنامه

pushforward process

پیشبرد فرآیند

pushforward vision

پیشبرد دیدگاه

جملات نمونه

the company will pushforward with the new product line despite initial setbacks.

شرکت با خط تولید جدید به سمت جلو حرکت خواهد کرد، با وجود مشکلات اولیه.

we need to pushforward our sustainability initiatives to meet the company goals.

ما باید اقدامات پایداری خود را به سمت جلو حرکت دهیم تا اهداف شرکت را به دست آوریم.

the government plans to pushforward legislation on climate change next year.

دولت قصد دارد در سال آینده قوانین مربوط به تغییرات اقلیمی را به سمت جلو حرکت دهد.

despite opposition, the project will be pushedforward as planned.

با وجود مخالفت، پروژه به طور برنامه ریزی شده به سمت جلو حرکت خواهد کرد.

the team is working hard to pushforward the research agenda.

تیم در حال کار سخت برای به سمت جلو حرکت دادن برنامه تحقیقاتی است.

it's important to pushforward with positive change within the organization.

در داخل سازمان، مهم است که به سمت جلو حرکت کنیم و تغییرات مثبتی ایجاد کنیم.

we must pushforward our efforts to improve customer satisfaction.

ما باید تلاش‌های خود را به سمت جلو حرکت دهیم تا رضایت مشتری را بهبود بخشیم.

the new ceo aims to pushforward a more innovative business model.

سرتیم جدید قصد دارد یک مدل کسب و کار نوآورانه را به سمت جلو حرکت دهد.

the charity will pushforward its fundraising campaign next month.

این سازمان خیریه ماه آینده کمک مالی خود را به سمت جلو حرکت خواهد داد.

the university is committed to pushforward research in renewable energy.

دانشگاه به انجام تحقیقات در زمینه انرژی‌های تجدید پذیر به سمت جلو حرکت خواهد کرد.

we decided to pushforward with the merger despite some concerns.

ما تصمیم گرفتیم با ادغام به سمت جلو حرکت کنیم، با وجود برخی نگرانی‌ها.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید