pullulated

[ایالات متحده]/ˈpʌljʊleɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈpʌlʊleɪtɪd/

ترجمه

v. جوانه زدن یا سر زدن (زمان گذشته pullulate); پر بودن از; فراوان بودن; جمع شدن یا خوشه شدن

عبارات و ترکیب‌ها

pullulated rapidly

به سرعت رشد کرد

pullulated wildly

به طور وحشیانه رشد کرد

pullulated extensively

به طور گسترده رشد کرد

pullulated abundantly

به وفور رشد کرد

pullulated unexpectedly

به طور غیرمنتظره رشد کرد

pullulated quickly

به سرعت رشد کرد

pullulated locally

به صورت محلی رشد کرد

pullulated densely

به صورت متراکم رشد کرد

pullulated frequently

به طور مکرر رشد کرد

pullulated naturally

به طور طبیعی رشد کرد

جملات نمونه

the garden pullulated with colorful flowers in spring.

باغ پر از گل‌های رنگارنگ در فصل بهار بود.

the old tree pullulated with life, hosting various birds and insects.

درخت قدیمی مملو از زندگی بود و میزبان پرندگان و حشرات مختلف بود.

after the rain, the area pullulated with mushrooms.

بعد از باران، منطقه پر از قارچ شد.

the city pullulated with tourists during the summer festival.

شهر در طول جشنواره تابستانی مملو از گردشگران بود.

the internet pullulated with rumors about the celebrity.

اینترنت مملو از شایعات درباره سلبریتی بود.

in the warm months, the pond pullulated with frogs.

در ماه‌های گرم، برکه مملو از قورباغه بود.

the classroom pullulated with excited chatter before the exam.

کلاس درس مملو از صحبت‌های هیجان‌انگیز قبل از امتحان بود.

the market pullulated with fresh produce and eager shoppers.

بازار مملو از محصولات تازه و خریداران مشتاق بود.

the community pullulated with new ideas during the brainstorming session.

جامعه در طول جلسه بارش ایده‌ها مملو از ایده‌های جدید بود.

the forest pullulated with wildlife, creating a vibrant ecosystem.

جنگل مملو از حیات وحش بود و یک اکوسیستم پر جنب و جوش ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید