pumiceous

[ایالات متحده]/ˈpʌmɪʃəs/
[بریتانیا]/ˈpʌmɪsˌəs/

ترجمه

adj. متشکل از پوکه؛ شبیه پوکه

عبارات و ترکیب‌ها

pumiceous rock

سنگ آتشی

pumiceous soil

خاک آتشی

pumiceous texture

بافت آتشی

pumiceous lava

لاوا آتشی

pumiceous ash

خاکستر آتشی

pumiceous material

مواد آتشی

pumiceous formation

تشکیل آتشی

pumiceous glass

شیشه آتشی

pumiceous deposit

رسوب آتشی

pumiceous aggregate

تجمع آتشی

جملات نمونه

the pumiceous texture of the stone made it ideal for exfoliating skin.

بافت آتشفشانی سنگ باعث می‌کرد که برای لایه‌برداری پوست ایده آل باشد.

we used pumiceous materials to create a lightweight concrete.

ما از مواد آتشفشانی برای ساخت بتن سبک استفاده کردیم.

the pumiceous ash from the volcano covered the landscape.

خاکستر آتشفشانی از آتشفشان مناظر را پوشاند.

pumiceous rocks can be found in many geological formations.

می‌توان سنگ‌های آتشفشانی را در بسیاری از سازندهای زمین‌شناسی یافت.

artists often use pumiceous stones for their sculptures.

هنرمندان اغلب از سنگ‌های آتشفشانی برای مجسمه‌های خود استفاده می‌کنند.

the pumiceous soil in the garden helps with drainage.

خاک آتشفشانی در باغ به زهکشی کمک می‌کند.

he preferred pumiceous stones for his landscaping projects.

او ترجیح می‌داد از سنگ‌های آتشفشانی برای پروژه‌های محوطه‌سازی خود استفاده کند.

pumiceous materials are often used in beauty products.

مواد آتشفشانی اغلب در محصولات زیبایی استفاده می‌شوند.

the pumiceous surface of the rock was rough to the touch.

سطح آتشفشانی سنگ در لمس زبر بود.

we learned about the pumiceous deposits during our geology class.

ما در کلاس زمین‌شناسی خود در مورد ذخایر آتشفشانی یاد گرفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید