pumper

[ایالات متحده]/ˈpʌmpə/
[بریتانیا]/ˈpʌmpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماشین آتش‌نشانی; کسی که از پمپ استفاده می‌کند; پمپ آب نوع پمپ

عبارات و ترکیب‌ها

fuel pumper

پمپ سوخت

water pumper

پمپ آب

air pumper

پمپ هوا

pumper truck

ماشین پمپ

pumper station

ایستگاه پمپ

pumper service

خدمات پمپ

pumper operator

اپراتور پمپ

pumper system

سیستم پمپ

pumper maintenance

نگهداری پمپ

pumper equipment

تجهیزات پمپ

جملات نمونه

the pumper truck arrived at the scene quickly.

کامیون آتش‌نشانی به سرعت در صحنه رسید.

he works as a pumper in the local fire department.

او به عنوان آتش‌نشانی در آتش‌نشانی محلی کار می‌کند.

the pumper is essential for fighting large fires.

پمپ آتش‌نشانی برای اطفای حریق‌های بزرگ ضروری است.

she learned how to operate the pumper during training.

او در طول آموزش یاد گرفت که چگونه پمپ را کار کند.

the pumper can deliver water at high pressure.

پمپ می‌تواند آب را با فشار بالا تحویل دهد.

during the drill, the pumper was tested for efficiency.

در طول تمرین، پمپ برای بررسی کارایی آزمایش شد.

they filled the pumper with water before heading out.

آنها قبل از خروج، پمپ را با آب پر کردند.

the pumper's engine roared to life as they prepared.

همانطور که آنها آماده می‌شدند، موتور پمپ زنده شد.

we need a reliable pumper for our emergency response team.

ما به یک پمپ قابل اعتماد برای تیم واکنش اضطراری خود نیاز داریم.

the pumper was equipped with the latest technology.

پمپ مجهز به آخرین فناوری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید