punchy

[ایالات متحده]/'pʌn(t)ʃɪ/
[بریتانیا]/'pʌntʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تأثیرگذار
Word Forms
صفت تفضیلیpunchier
صفت عالیpunchiest

عبارات و ترکیب‌ها

a punchy performance

اجرای قوی

punchy dialogue

گفتگوی قوی

punchy writing style

سبک نوشتاری قوی

جملات نمونه

the punchy, page-turning storyline of a detective novel.

داستان جذاب و هیجان‌انگیز یک رمان کارآگاهی.

his style is journalistic, with short punchy sentences.

سبک او روزنامه‌نگاری است، با جملات کوتاه و تاثیرگذار.

New-model antibiotic, medicine for healing high blood pressure and inflammation can be prepared from m-fluorotoluene, it is also an important intermediate for punchy soporific.

داروی آنتی‌بیوتیک مدل جدید، دارویی برای درمان فشار خون بالا و التهاب را می‌توان از m-فلورو تولوئن تهیه کرد، همچنین یک ماده واسطه مهم برای خواب‌آور قوی است.

14.Add punchy color and trendiness with accessories, shoes and handbags。

۱۴.با استفاده از لوازم جانبی، کفش و کیف دستی، رنگ و مد جذاب را اضافه کنید.

deliver a punchy presentation

ارائه یک ارائه قوی ارائه دهید

a punchy style of writing

یک سبک نوشتاری قوی

punchy delivery of jokes

ارائه طنزهای قوی

a punchy advertising slogan

یک شعار تبلیغاتی قوی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید