punctuates

[ایالات متحده]/ˈpʌŋk.tʃu.eɪts/
[بریتانیا]/ˈpʌŋk.tʃu.eɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نشانه‌های نگارشی را به نوشتار اضافه کردن؛ گاهی اوقات چیزی را قطع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

life punctuates

زندگی را نشانه گذاری می کند

silence punctuates

سکوت را نشانه گذاری می کند

conversation punctuates

گفتگو را نشانه گذاری می کند

music punctuates

موسیقی را نشانه گذاری می کند

story punctuates

داستان را نشانه گذاری می کند

moment punctuates

لحظه را نشانه گذاری می کند

experience punctuates

تجربه را نشانه گذاری می کند

art punctuates

هنر را نشانه گذاری می کند

time punctuates

زمان را نشانه گذاری می کند

memory punctuates

خاطره را نشانه گذاری می کند

جملات نمونه

the teacher punctuates her lecture with interesting anecdotes.

معلم سخنرانی خود را با حکایت‌های جالب به نقاط اوج می‌رساند.

his speech punctuates the importance of teamwork.

سخنرانی او بر اهمیت کار گروهی تاکید می‌کند.

the poem punctuates the beauty of nature.

شعر، زیبایی طبیعت را برجسته می‌کند.

she punctuates her writing with vivid imagery.

او نوشته‌های خود را با تصاویر زنده زینت می‌دهد.

the film punctuates moments of joy and sorrow.

فیلم، لحظات شادی و غم را به تصویر می‌کشد.

the report punctuates the need for urgent action.

گزارش، ضرورت اقدام فوری را نشان می‌دهد.

the artist punctuates his work with bold colors.

هنرمند، اثر خود را با رنگ‌های جسورانه زینت می‌دهد.

the conversation was punctuated by laughter.

گفتگو با خنده همراه بود.

her performance punctuates the theme of resilience.

اجرای او بر موضوع تاب‌آوری تاکید می‌کند.

the book punctuates the struggles of everyday life.

کتاب، سختی‌های زندگی روزمره را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید