purseful

[ایالات متحده]/ˈpɜːs.fəl/
[بریتانیا]/ˈpɜrs.fəl/

ترجمه

n. مقدار که یک کیف پول را پر می‌کند
Word Forms
جمعpursefuls

عبارات و ترکیب‌ها

purseful of cash

کیف پر از پول

purseful of coins

کیف پر از سکه

purseful of dreams

کیف پر از رویا

purseful of hope

کیف پر از امید

purseful of change

کیف پر از تغییر

purseful of treasures

کیف پر از گنج‌ها

purseful of memories

کیف پر از خاطرات

purseful of joy

کیف پر از شادی

purseful of wishes

کیف پر از آرزوها

purseful of secrets

کیف پر از رازها

جملات نمونه

she walked into the store with a purseful of cash.

او با یک کیف پر از پول وارد مغازه شد.

he always carries a purseful of coins for the parking meter.

او همیشه یک کیف پر از سکه برای پارکینگ دارد.

after saving for months, she finally had a purseful to spend on her vacation.

پس از صرفه‌جویی برای ماه‌ها، او بالاخره یک کیف پر از پول برای هزینه تعطیلاتش داشت.

with a purseful of dreams, they set out to conquer the world.

با یک کیف پر از رویا، آنها برای فتح جهان راهی شدند.

he pulled out a purseful of receipts from his bag.

او رسیدها را از کیفش بیرون آورد.

she felt a purseful of excitement as she opened the gift.

وقتی هدیه را باز کرد، احساس هیجان کرد.

they arrived at the fair with a purseful of tickets.

آنها با یک کیف پر از بلیط در نمایشگاه رسیدند.

his purseful of ideas impressed everyone at the meeting.

ایده‌های او همه را در جلسه تحت تأثیر قرار داد.

she managed to fill her purseful with savings for a new car.

او توانست کیفش را با پس انداز برای یک ماشین جدید پر کند.

after the sale, he had a purseful of change to count.

پس از فروش، او یک کیف پر از سکه برای شمردن داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید