military putsches
کودتاهای نظامی
failed putsches
کودتاهای ناکام
political putsches
کودتاهای سیاسی
recent putsches
کودتاهای اخیر
historical putsches
کودتاهای تاریخی
violent putsches
کودتاهای خشن
failed coup putsches
کودتاهای ناکام کودتا
military coup putsches
کودتاهای کودتای نظامی
unplanned putsches
کودتاهای غیرمنتظره
frequent putsches
کودتاهای مکرر
the political putsches in the region have destabilized the government.
کودتاهای سیاسی در منطقه باعث بیثبات شدن دولت شدهاند.
several putsches have occurred in the last decade.
چندین کودتا در دهه گذشته رخ داده است.
historical putsches often result in significant change.
کودتاهای تاریخی اغلب منجر به تغییرات قابل توجهی میشوند.
the military orchestrated a series of putsches.
ارتش یک سری کودتاها را سازماندهی کرد.
many putsches are fueled by economic instability.
بسیاری از کودتاها توسط بیثباتی اقتصادی تقویت میشوند.
revolutions can sometimes lead to putsches.
انقلابها گاهی اوقات میتوانند منجر به کودتا شوند.
international observers condemned the recent putsches.
ناظران بینالمللی کودتای اخیر را محکوم کردند.
understanding the causes of putsches is crucial for political science.
درک علل کودتا برای علم سیاسی بسیار مهم است.
some putsches are backed by foreign powers.
برخی از کودتاها توسط قدرتهای خارجی حمایت میشوند.
public opinion often sways during times of putsches.
در زمان کودتا، افکار عمومی اغلب تغییر میکند.
military putsches
کودتاهای نظامی
failed putsches
کودتاهای ناکام
political putsches
کودتاهای سیاسی
recent putsches
کودتاهای اخیر
historical putsches
کودتاهای تاریخی
violent putsches
کودتاهای خشن
failed coup putsches
کودتاهای ناکام کودتا
military coup putsches
کودتاهای کودتای نظامی
unplanned putsches
کودتاهای غیرمنتظره
frequent putsches
کودتاهای مکرر
the political putsches in the region have destabilized the government.
کودتاهای سیاسی در منطقه باعث بیثبات شدن دولت شدهاند.
several putsches have occurred in the last decade.
چندین کودتا در دهه گذشته رخ داده است.
historical putsches often result in significant change.
کودتاهای تاریخی اغلب منجر به تغییرات قابل توجهی میشوند.
the military orchestrated a series of putsches.
ارتش یک سری کودتاها را سازماندهی کرد.
many putsches are fueled by economic instability.
بسیاری از کودتاها توسط بیثباتی اقتصادی تقویت میشوند.
revolutions can sometimes lead to putsches.
انقلابها گاهی اوقات میتوانند منجر به کودتا شوند.
international observers condemned the recent putsches.
ناظران بینالمللی کودتای اخیر را محکوم کردند.
understanding the causes of putsches is crucial for political science.
درک علل کودتا برای علم سیاسی بسیار مهم است.
some putsches are backed by foreign powers.
برخی از کودتاها توسط قدرتهای خارجی حمایت میشوند.
public opinion often sways during times of putsches.
در زمان کودتا، افکار عمومی اغلب تغییر میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید