putz

[ایالات متحده]/pʌts/
[بریتانیا]/pʌts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احمق؛ بی‌خود؛ آلت تناسلی؛ (پوتز) نام خانوادگی؛ اصطلاح عامیانه برای آلت تناسلی (آمریکا)
vi. دراز کشیدن
Word Forms
جمعputzs

عبارات و ترکیب‌ها

putz around

گشت و گذار

big putz

پوتز بزرگ

what a putz

چه پوتزی

putz off

کنار گذاشتن

putz it

آن را انجام بده

total putz

پوتز کامل

putz face

چهره پوتزی

putz move

حرکت پوتزی

putz job

کار پوتزی

جملات نمونه

don't be such a putz when it comes to making decisions.

وقتی صحبت از تصمیم‌گیری می‌شود، آدم احمق نباشید.

he acted like a putz during the meeting.

او در طول جلسه مثل آدم احمقی رفتار کرد.

stop being a putz and help me with this project.

دیگه مثل آدم احمق رفتار نکن و در این پروژه به من کمک کن.

she called him a putz for forgetting her birthday.

او به خاطر فراموش کردن تولدش، او را آدم احمق خطاب کرد.

he was such a putz for not studying for the exam.

به خاطر نخواندن برای امتحان، او آدم احمقی بود.

being a putz won't get you anywhere in life.

با آدم احمق بودن در زندگی به جایی نمی‌رسید.

don't be a putz, just admit you were wrong.

آدم احمق نباش، فقط قبول کن که اشتباه کرده‌ای.

he made a putz of himself at the party.

او در مهمانی خودش را به شکل آدم احمقی درآورد.

she thinks he's a total putz for his behavior.

او فکر می‌کند که به خاطر رفتارش، او یک آدم احمق تمام‌عیار است.

why are you acting like a putz today?

چرا امروز مثل آدم احمقی رفتار می‌کنی؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید