pyroscopes

[ایالات متحده]/ˈpaɪrəskəʊp/
[بریتانیا]/ˈpaɪrəˌskoʊp/

ترجمه

n. دستگاهی برای اندازه‌گیری دماهای بالا

عبارات و ترکیب‌ها

pyroscope reading

خواندن پایروسکوپ

pyroscope calibration

کالیبراسیون پایروسکوپ

pyroscope device

دستگاه پایروسکوپ

pyroscope application

کاربرد پایروسکوپ

pyroscope analysis

تجزیه و تحلیل پایروسکوپ

pyroscope data

داده‌های پایروسکوپ

pyroscope technology

فناوری پایروسکوپ

pyroscope monitoring

نظارت بر پایروسکوپ

pyroscope sensor

حسگر پایروسکوپ

pyroscope performance

عملکرد پایروسکوپ

جملات نمونه

the pyroscope helps in measuring the temperature of a flame.

پیروسکوپ به اندازه گیری دمای شعله کمک می کند.

engineers often use a pyroscope in their experiments.

مهندسان اغلب از پیروسکوپ در آزمایشات خود استفاده می کنند.

the pyroscope is essential for studying combustion processes.

پیروسکوپ برای مطالعه فرآیندهای احتراق ضروری است.

we calibrated the pyroscope before starting the tests.

ما قبل از شروع آزمایشات، پیروسکوپ را کالیبره کردیم.

using a pyroscope can improve the accuracy of measurements.

استفاده از پیروسکوپ می تواند دقت اندازه گیری ها را بهبود بخشد.

the pyroscope's readings were crucial for the analysis.

خواندن های پیروسکوپ برای تجزیه و تحلیل بسیار مهم بودند.

he explained how to operate the pyroscope effectively.

او توضیح داد که چگونه به طور موثر از پیروسکوپ استفاده کنیم.

in our lab, we have a state-of-the-art pyroscope.

در آزمایشگاه ما، ما یک پیروسکوپ پیشرفته داریم.

the pyroscope can detect temperature variations in real-time.

پیروسکوپ می تواند تغییرات دما را در زمان واقعی تشخیص دهد.

they discussed the benefits of using a pyroscope in research.

آنها مزایای استفاده از پیروسکوپ در تحقیقات را مورد بحث قرار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید