quadrifid

[ایالات متحده]/ˈkwɒdrɪfɪd/
[بریتانیا]/ˈkwɑːdrɪfɪd/

ترجمه

adj. تقسیم شده به چهار بخش

عبارات و ترکیب‌ها

quadrifid leaf

برگ چهارشاخ

quadrifid structure

ساختار چهارشاخ

quadrifid branch

شاخه چهارشاخ

quadrifid flower

گل چهارشاخ

quadrifid fruit

میوه چهارشاخ

quadrifid pattern

الگوی چهارشاخ

quadrifid root

ریشه چهارشاخ

quadrifid form

فرم چهارشاخ

quadrifid tip

سر چهارشاخ

quadrifid edge

لبه چهارشاخ

جملات نمونه

the plant has quadrifid leaves that enhance its beauty.

گیاه دارای برگ‌های چهارتایی است که زیبایی آن را افزایش می‌دهد.

in biology, quadrifid structures are often used to classify certain species.

در زیست‌شناسی، ساختارهای چهارتایی اغلب برای طبقه‌بندی گونه‌های خاص استفاده می‌شوند.

the quadrifid design of the flower attracts many pollinators.

طراحی چهارتایی گل، بسیاری از گرده‌افشان‌ها را جذب می‌کند.

quadrifid patterns can be seen in various types of leaves.

الگوهای چهارتایی را می‌توان در انواع مختلف برگ‌ها مشاهده کرد.

artists often depict quadrifid shapes in their abstract works.

هنرمندان اغلب اشکال چهارتایی را در آثار انتزاعی خود به تصویر می‌کشند.

the quadrifid arrangement of the petals adds symmetry to the flower.

چیدمان چهارتایی گلبرگ‌ها تقارن را به گل اضافه می‌کند.

quadrifid features are characteristic of certain fungi species.

ویژگی‌های چهارتایی برای گونه‌های خاص قارچی مشخص است.

during the study, we observed the quadrifid growth of the algae.

در طول مطالعه، رشد چهارتایی جلبک را مشاهده کردیم.

quadrifid forms can be quite striking in nature photography.

فرم‌های چهارتایی می‌توانند در عکاسی طبیعت بسیار چشمگیر باشند.

the scientist explained the significance of quadrifid structures in evolution.

دانشمند اهمیت ساختارهای چهارتایی در تکامل را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید