unquantified risk
ریسک بدون مقدار
unquantified data
داده بدون مقدار
being unquantified
در حال بدون مقدار بودن
unquantified impact
تاثیر بدون مقدار
unquantified variables
متغیرهای بدون مقدار
unquantified potential
پتانسیل بدون مقدار
unquantified assessment
ارزیابی بدون مقدار
unquantified feedback
بازخورد بدون مقدار
unquantified results
نتایج بدون مقدار
unquantified estimate
تخمین بدون مقدار
the company reported unquantified losses in the overseas market.
شرکت زیانهای غیرقابلتعیین در بازار بینالمللی را گزارش کرد.
we have unquantified risks associated with the new project.
ما خطرات غیرقابلتعیین مرتبط با پروژه جدید داریم.
the impact of the policy change remains largely unquantified.
اثر تغییرات سیاست عمدتاً غیرقابلتعیین باقی مانده است.
there was unquantified demand for the product during the launch.
در زمان عرضه، تقاضای غیرقابلتعیین برای محصول وجود داشت.
the unquantified benefits of the program are difficult to assess.
ارزیابی مزایای غیرقابلتعیین برنامه دشوار است.
the study highlighted several unquantified factors influencing consumer behavior.
مطالعه عوامل غیرقابلتعیین متعددی را که بر رفتار مصرفکننده تأثیر میگذارند، برجسته کرد.
the unquantified potential of the technology is significant.
ظرفیت غیرقابلتعیین فناوری قابل توجه است.
we need to identify and attempt to quantify these unquantified variables.
ما باید این متغیرهای غیرقابلتعیین را شناسایی و سعی کنیم آنها را تعیین کنیم.
the unquantified costs associated with the delay are a concern.
هزینههای غیرقابلتعیین مرتبط با تأخیر نگرانکننده است.
despite the analysis, some aspects remained unquantified.
با وجود تحلیل، برخی جنبهها غیرقابلتعیین باقی ماندند.
the unquantified value of employee experience is often overlooked.
ارزش غیرقابلتعیین تجربه کارکنان اغلب نادیده گرفته میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید