quartered off
جداسازی شده
quarterly report
گزارش سه ماهه
quartered beef
گوشت چهارگوش
quartered area
منطقه چهارگوش
quartered sections
بخشهای چهارگوش
quartered layout
چیدمان چهارگوش
quartered land
زمین چهارگوش
quartered pieces
قطعات چهارگوش
quartered format
فرمت چهارگوش
quartered plan
برنامه چهارگوش
the land was quartered into four equal parts.
زمین به چهار قسمت مساوی تقسیم شد.
they quartered the chicken before cooking it.
آنها مرغ را قبل از پختن تقسیم کردند.
the city was quartered by different cultural districts.
شهر به مناطق فرهنگی مختلف تقسیم شده بود.
he quartered his expenses to save money.
او هزینههای خود را برای صرفهجویی در پول تقسیم کرد.
they quartered the students into teams for the project.
آنها دانشآموزان را برای پروژه به گروههای مختلف تقسیم کردند.
the soldiers were quartered in a nearby town.
سربازان در یک شهر نزدیک مستقر بودند.
the report was quartered into sections for clarity.
گزارش برای وضوح بیشتر به بخشهای مختلف تقسیم شد.
she quartered the fruit for the salad.
او میوه را برای سالاد تقسیم کرد.
the property was quartered among the heirs.
املاک و مستغلات بین وارثان تقسیم شد.
the team was quartered in a training facility.
تیم در یک مرکز آموزشی مستقر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید