fractionated oil
روغن تفکیک شده
fractionated liquid
مایع تفکیک شده
fractionated plasma
پلاسما تفکیک شده
fractionated product
محصول تفکیک شده
fractionated sample
نمونه تفکیک شده
fractionated material
مواد تفکیک شده
fractionated extract
استخراج تفکیک شده
fractionated mixture
مخلوط تفکیک شده
fractionated component
اجزای تفکیک شده
fractionated feed
خوراک تفکیک شده
the oil was fractionated to separate different components.
روغن به منظور جداسازی اجزای مختلف، تفکیک شد.
fractionated fats can be used in various food products.
چربیهای تفکیک شده میتوانند در محصولات غذایی مختلف مورد استفاده قرار گیرند.
she studied the fractionated results of the experiment.
او نتایج تفکیک شده آزمایش را مطالعه کرد.
fractionated distillation is a common industrial process.
تقطیر تفکیکی یک فرآیند صنعتی رایج است.
the fractionated approach helped improve efficiency.
رویکرد تفکیکی به بهبود کارایی کمک کرد.
he explained how the fractionated method works.
او توضیح داد که روش تفکیکی چگونه کار میکند.
fractionated proteins are often used in supplements.
پروتئینهای تفکیک شده اغلب در مکملها استفاده میشوند.
the fractionated analysis revealed important data.
تجزیه و تحلیل تفکیک شده دادههای مهمی را نشان داد.
fractionated processing can enhance product quality.
فرآوری تفکیکی میتواند کیفیت محصول را افزایش دهد.
they utilized a fractionated approach to manage resources.
آنها از یک رویکرد تفکیکی برای مدیریت منابع استفاده کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید