quashing dissent
سرکوب مخالفت
quashing rumors
سرکوب شایعات
quashing fears
سرکوب ترسها
quashing rebellion
سرکوب شورش
quashing violence
سرکوب خشونت
quashing criticism
سرکوب انتقادات
quashing objections
سرکوب اعتراضات
quashing challenges
سرکوب چالشها
quashing opposition
سرکوب مخالفت
quashing doubts
سرکوب تردیدها
the government is quashing dissent among protesters.
دولت در حال سرکوب اعتراضات و مخالفتها است.
quashing rumors can help maintain a positive image.
از بین بردن شایعات میتواند به حفظ چهره مثبتی کمک کند.
the judge is quashing the previous ruling.
قاضی حکم قبلی را نقض میکند.
efforts are being made to quash the scandal.
تلاشهایی برای سرکوب رسوایی در حال انجام است.
she is quashing her fears about public speaking.
او ترسهای خود را در مورد سخنرانی در جمع سرکوب میکند.
the company is quashing any doubts about its product.
شرکت در حال از بین بردن هرگونه تردید در مورد محصول خود است.
quashing the competition is vital for market dominance.
سرکوب رقابت برای تسلط بر بازار حیاتی است.
the team is focused on quashing any negative feedback.
تیم بر سرکوب هرگونه بازخورد منفی متمرکز است.
he is quashing his opponents in the election.
او حریفان خود را در انتخابات سرکوب میکند.
quashing illegal activities is a priority for the police.
سرکوب فعالیتهای غیرقانونی اولویت پلیس است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید